۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه

چالش‌ها و مصائب خانواده‌های نوکیش مسیحی پناهجو در ترکیه

مشکلات که نوکیشان مسیحی در کشور خود ایران دارند،ترس از فعالیت،بازداشت و بازخواست به خاطر باورهای مذهبی؛مورد شکنجه قرار می گیرند. زمانی که بحث کليسای خانگی پيش می آيد تصور می شود که فعاليت ها زيرزمينی بوده اما اين طور نيست، که يک نفر مخفيانه فعاليت می کرده و اکنون دولت متوجه شده وآنها را دستگير کرده است.پرونده هايی که تحت عنوان تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت مطرح می شود و به زندان های طویل مدت محکوم میشوند.
پناهجویان نوکیش مسیحی ایرانی ساکن ترکیه با چالش‌های بسیاری برای اثبات تغییر دین و مسیحی شدن خود به نمایندگی سازمان ملل مواجه هستند. ادعای بعضی نوکیشان مسیحی مبنی بر اینکه تغییر دین داده‌اند کار ساده‌ای نیست.

تعداد بسیاری از ایرانیان که شمار آنها را تا چند ده‌هزار نفر نیز برآورد می‌کنند به عنوان پناهنده و پناهجو اکنون در ترکیه به سر می‌برند. هرکدام از این افراد به دلیلی ایران را ترک کرده‌اند و می‌گویند که دیگر قادر به بازگشت به ایران نیستند. بخش قابل توجهی از این افراد، مسیحیان ایرانی هستند که در ترکیه، از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (یو‌ان‌اچ‌سی‌آر)  درخواست پناهندگی کرده‌اند.

پناهجویان نوکیش مسیحی ایرانی ساکن ترکیه با چالش‌های بسیاری برای اثبات تغییر دین و مسیحی شدن خود به کمیساریا مواجه هستند. قبول ادعای نوکیشان مسیحی مبنی بر اینکه تغییر دین داده‌اند از نظر آن سازمان کار ساده‌ای نیست. به همین دلیل بسیاری از نوکیشان مسیحی با رد درخواست پناهندگی‌شان از سوی (یو‌ان‌اچ‌سی‌آر) مواجه شده‌اند و یا این که مدت زیادی بدون جواب و بلاتکلیف در ترکیه به سر می‌برند.

تحمل این وضعیت برای افراد مجرد و جوانان نیز مشکل است، چه رسد به اینکه یک خانواده پناهجو شود و دارای فرزند کوچک باشد. مشکل اصلی خانواده‌ها در چنین وضعیتی مسائل مالی و اقتصادی است. مشاغل کم درآمد و پرزحمت که مشمول ایرانی‌های مقیم ترکیه می گردد (به صورت غیر قانونی) معمولن کفاف هزینه‎های سنگین زندگی در ترکیه را نمی‎دهد، اما مسائل دیگری نیز وجود دارد که گاهی بیش از گرفتاری‎های مالی دردسرساز است.

برای بررسی مسائلی که خانواده‌های پناهجوی نوکیش مسیحی در ترکیه با آن روبرو هستند به سراغ یک خانواده ایمان‌دار رفته که اهل یکی از شهرهای بزرگ جنوب ایران هستند و از آبان ماه سال ۱۳۹۲ مجبور به ترک ایران شده‌اند و در ترکیه ساکن هستند. نوکیش مسیحی “جمشید”  که در ایران فعال و کارگزار بخش حمل و نقل خصوصی بوده به همراه همسر، یکی از پسران و عروسش در نوامبر ۲۰۱۳ از کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی کردند، اما درخواست آنها با وجود انجام مصاحبه در سال ۲۰۱۵ تا کنون بدون پاسخ مانده است.

تابیدن نور ایمان

با حضور در جمع گرم و صمیمی این خانواده جنوبی ایرانی صحبت خودمان را با پدر خانواده جمشید ۵۷ ساله شروع کردیم و از او پرسیدیم که از چه زمانی ایمان آورده و چرا مسیحیت را برگزیده است؟

 او در جواب می‌گوید: «من در سال ۱۳۸۳ خورشیدی یعنی حدود ۱۲  سال پیش در ایران به نجات از طریق عیسی مسیح ایمان آوردم. پیش از آن با آنکه وضع مالی خوبی داشتم، ولی احساس آرامش درونی نداشتم. در یک خانواده مسلمان متولد شده بودم. ولی از اسلام جز بدخلقی و عصبانیت و داشتن رفتار خشن با اطرافیان و خانواده چیز دیگری نیاموختم. یک سری آداب و مراسم مذهبی بود که همه عروسک‌وار به جا می‌آوردیم و هرگز به عمق آن فکر نمی‌کردیم. فقط پیروی کورکورانه بود از پدران و هم رنگ جماعت شدن بود با مردمان. جای چیزی به نام محبت در زندگیم بسیار خالی بود. در سال‌های دهه هشتاد خورشیدی با همه‌گیر شدن ماهواره در خانه ایرانی‌ها من و خانواده‌ام نیز بی‎نصیب نماندیم. وقتی همسرم و پسرهایم را می‌دیدم که دل به سخنان شبکه‌های مسیحی ماهواره‌ای می‌سپارند و در درون خود گویا گمشده‌ای را می‌یابند، من هم کنجکاو شدم و کم کم دل سپردم. اول فقط یک احساس خوب سبک شدن درونی و روحی بود. اما این روال زمانی شکل گرویدن به مسیحیت را به خود گرفت که یکی از مبشران با نفوذ کلام و ایماندار مسیحی در سر راهمان قرار گرفت. او که مهدی نام داشت به خانه ما آمد و تا مدتها برای ما خوراک روحانی تامین می‌کرد.

چشم‌های جمشید با به یاد آوردن خاطرات آن روزها به وضوح می‌درخشد، از او پرسیدیم که این ایمان مسیحی چه تغییری در زندگی او به وجود آورد؟

او جواب داد: «این ایمان زندگی من و خانواده‌ام را از نظر روحانی و رفتاری بسیار تغییر داد. در اثر ایمان به نجات از طریق عیسی مسیح بود که من محبت کردن به دیگران را یاد گرفتم. تندخوئی و با زبان تند حرف زدن را کنار گذاشتم و احساس کردم که آرامش درونی بسیار زیادی پیدا کرده ام که با قبل از ایمان آوردنم اصلن قابل مقایسه نبود. تشکیل کلیسای خانگی و رفت و آمد با ایمانداران مسیحی، نه تنها در من بلکه  در روحیه  همسر و فرزندانم باعث تغییرات بسار مثبتی شد».

از بشارت تا جفا

“افسانه” مادر خانواده و همسر جمشید نیز از روزهای خوب کلیسای خانگی و بشارت و تعلیم یاد می‌کند. او در جواب سوال که چگونه ایمان خود را با دیگران و خانواده اش در میان گذاشت؟ پاسخ داد: «من ابتدا از طریق شبکه تلویزیونی محبت با مسیحیت آشنا شدم و با بشارت برادر مهدی قلب خود را به خدا سپردم. وقتی به خانواده‌ام یعنی پدر و مادر و خواهران گفتم که مسیحی شده‌ام، آنها به من گفتند؛ مگر از جانت سیر شده‌ای؟ می‌دانی این ادعا چه بلائی بر سرت خودت و زندگیت می‌آورد؟ راستش را بخواهید من درست نمی‌دانستم با بیان ایمان قلبی خودم چه بلائی سر ما خواهد آمد. ما پس از ایمان آوردن در خانه با جمعی از دوستان با رعایت احتیاط کلیسای خانگی داشتیم. مواظب بودیم که مزاحم کسی نشویم. من و فرزندانم  در بین خانواده و دوستان خودمان بشارت می‎دادیم.

کار ما فقط تعلیم گرفتن بود برای محبت کردن به دیگران و تقسیم این فیض الهی که نصیبمان شده با دیگران. دردسر و جفاها همیشه به نوعی پس از ایمان آوردن به قول معروف تنمان را لرزانده است. اما استحکام و آرامش روحی را هرگز از دست نداده‌ایم. جفاها به تدریج تا به آنجا رسید که مجبور به ترک خانه و شهر خود شدیم و به غربت افتادیم. اما اینجا با همه سختی‌ها دلمان به نور عیسی مسیح روشن است و پشت گرم هستیم به فیض خدای زنده.

“مهراد” پسر  ۲۹ ساله خانواده و همسرش مروارید که هردو در ایران دانشجو بوده‌اند، از ایمان آوردن خود می‌گویند و از اینکه در حال حاضر با چه وضعیتی در ترکیه روبرو هستند. مهراد در پاسخ این سوال که در ایمان مسیحی چه چیزی برایت از همه جذاب تر است؟ پاسخ داد: «محبت و ایجاد رابطه خوب با انسان‌های دیگر برای من بهترین دست آورد از ایمان مسیحی بود.

از دوران کودکی من نمی توانستم خیلی راحت با دیگران رابطه ایجاد کنم. اما ایمان مسیحی این ارمغان را برایم آورد که بتوانم خواسته‌ها و نیازهای خودم را با دیگران تقسیم کنم و به خواسته‌ها و نیازهای دیگران نیز توجه کنم. در تعلیم بشارت یاد گرفتم که چگونه چراغدانم را که همان شهادت زندگی و نحوه ایمان آوردنم می باشد باید روی میز بگذارم تا همه ببینند».

از مهراد درباره وضعیت زندگی در ترکیه برای یک پناهجوی مسیحی ایرانی سوال شد. او در جواب آهی کشید و گفت: «گاهی اوقات زندگی در این شرایط برای یک خانواده پناهجو  بسیار سخت می‌شود. بدترین مشکل ما اینجا بلاتکلیفی است. حدود دو سال طول کشید تا به درخواست پناهندگی ما رسیدگی شود و به مصاحبه دعوت شویم. با آنکه من و خانواده‌ام گمان می‌کردیم که کمیساریای عالی پناهندگان  به درخواست ما پاسخ مثبت خواهد داد و همه چیز برای آنها درباره جفائی که بر ما رفته است واضح می‌باشد، در کمال ناباوری تا کنون  با وجود انجام مصاحبه جواب  نگرفته ایم  که این یعنی  تا به حال ۳ سال ماندن در این شرایط معلق و پا در هوا».

از مهراد سوال شد؛ غیر از (یو‌ان‌اچ‌سی‌آر) و مسائل مربوط به آن شما با چه چالش‎های دیگری به عنوان پناهجو در ترکیه روبرو هستید؟ او در پاسخ عنوان کرد: «چالش‌ها بسیار است. از اینکه نمی‌توانیم قرارداد قانونی برای کار داشته باشیم و مورد ظلم کارفرماهای ترک هستیم، باید بگویم همچنین مسئله عدم دسترسی به تحصیلات. من و همسرم هر دو در ایران درسمان ناتمام مانده است. اینجا هم حتمن باید در همین شهری که برای ما تعیین شده است زندگی کنیم و نمی‌توانیم برای تحصیلات به شهر دیگری برویم. هزینه تحصیلات نیز بسیار سنگین است که از پسشان بر نمی‌آئیم.

مسئله کلیساهای فارسی زبان هم چالش دیگری است که باید به آن اشاره کنم. در ترکیه افراد و سازمان‌ها بی‌ضابطه و بی‌رویه  اقدام به تشکیل کلیسا برای فارسی زبان‌ها کرده‌اند. معلوم نیست که آیا کسانی که به عنوان شبان در برخی از این کلیساها حضور دارند صلاحیت لازم برای این کار را دارند یا نه؟ در برخی موارد این کلیساها ایمانداران را به جای اینکه امیدوار کنند ناامید می‌کنند.

امید به آینده

عروس خانواده، “مروارید” هم که پس از آشنایی با مهراد و از سرگذراندن یک حادثه سخت رانندگی و دیدن معجزه خداوند ایمان مسیحی آورده است، درباره مشکلات درمانی در ترکیه می‌گوید و اینکه هم خودش و هم مهراد نیاز به رسیدگی‌های پیشرفته پزشکی دارند. او می‌گوید که بیمارستان‌های ترکیه اقدامات و رسیدگی‌های اولیه را برای پناهندگان و پناهجویان در زمینه درمان انجام می‌دهند. ولی این مقدار کافی نیست.

از مروارید می‌پرسیم حال که خانواده خود را گذاشته و این همه مشکلات مربوط به دوران پناهجویی را از سر می‌گذراند، آیا از ایمان آوردن به مسیحیت پشیمان نیست؟ او با صلابت پاسخ می‌دهد: «هرگز پشیمان نیستم بلکه فکر می‌کنم که این مشکلات من را برای زندگی آینده‌ام بیمه هم می‌کند. من با عشق و امید ایمان آوردم و ازدواج کردم. درست سه روز پس از جشن ازدواجمان مهراد مجبور شد از ایران به ترکیه فرار کند. من بسیار نگران بودم. ولی اطمینان داشتم که خداوند با ماست و با ما گام برمی‌دارد. الان هم فکر می‌کنم که این شرایط سخت به تدریج سپری خواهد شد و از پی آن زندگی به روال عادی خود خواهد افتاد و امیدوارم که بتوانیم بفهمیم که نقشه خداوند در زندگی ماچیست تا در همان جهت کوشش کنیم.

۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه

وحشت زدگی و گذرهراسی پناهجویان مسیحی ایرانی در آلمان

رفتار ناپسند و افراط گرایانه شماری از پناهجویان مسلمانِ افغان، نگاهی منفی نسبت به سایر پناهجویان بیگناه افغان که از کشور جنگزده افغانستان گریخته اند را برانگیخته است.
از میان افرادی که به مسحیت رو آورده‌اند، شمار زیادی ایرانی بوده‌اند. افزون بر این، به گفته «انیته کورشوس» از مقامات ارشد کلیسای ایالتی نویستفالین» در میان افرادی که در کلیساهای آلمان غسل تعمید انجام داده و عضویت کلیسا را پذیرفته‌اند، تعداد زیادی از نوکیشان مسیحی ایرانی بودند که در ایران موفق به غسل تعمید نشده‌اند. روایات مختلفی در مورد دلایل گرایش شیعیان ایران به مسیحیت نقل می‌شود. روزنامه بریتانیایی «دیلی میل» گزارش داد که بیش از صدها ایرانی پناهجو در بریتانیا تغییر دین می‌دهند تا از اخراج شدن‌شان جلوگیری شود.

«پیت ویلکاکس» کشیش انگلیسی کلیسای جامع لیورپول می‌گوید که این عده از افراد باور دارند که این موضوع سبب می شود تا از اخراج شدن و نپذیرفتن درخواست پناهندگی شان در اداره امور پناهجویان جلوگیری می‌شود. مقامات دولتی آلمانی به بهانه همزیستی ادیان و رواداری مذهبی از پیگیری جدی این مشکل طفره می روند، غافل از اینکه کشمکش های مذهبی میان مسلمانان موجب پدید آمدن بحران کنونی پناهجویان است.

به نقل از خبرگزاری انگلیسی زبان صدای شهدای مسیحی ( voice of martyrs )، عده ای از پناهجویان مسیحی ایرانی ساکن شهر روتنبرگ، با ارسال درخواستی به نهادها و سازمانهای مردم نهاد و مردم آلمان خواستار رسیدگی به وضعیت اسفناک خویش در برابر تهدیدات پناهجویان مسلمان شدند.

در این درخواست به ویژه نسبت به ناشکیبایی پناهجویان مسلمان افغان هشدار داده شده است. پناهجویان مسلمان افغان با حضور چند ده برابری مشکلات بیشماری را برای پناهجویان مسیحی رقم زده اند.

در این درخواست ضمن اشاره به تحریک سایر پناهجویان مسلمان بر علیه پناهجویان مسیحی نسبت به پیامدهای این رفتار خطر آفرین پناهجویان مسلمانِ افغان هشدار داده شده است.

رفتار ناپسند و افراط گرایانه شماری از پناهجویان مسلمان افغان، نگاهی منفی نسبت به سایر پناهجویان بیگناه افغان که از کشور جنگزده افغانستان گریخته اند را برانگیخته است.

گفتنی است دولت آلمان سرگرم فراهم ساختن مقدمات اخراج گسترده پناهجویان افغان به افغانستان است. مجله آلمانی «بیلد» نوشت که برلین می خواهد حدود ۴٠ هزار تن از مهاجران و پناهجویان افغان، از جمله آوارگانی را که مایل به بازگشت داوطلبانه به کشورشان هستند، یا افرادی که درخواست پناهندگی آنان سه بار رد شده است را اخراج کند.

مسیحیت‌ستیزی در جمهوری اسلامی علل سیاسی و مالی دارد

کشیش منصور برجی سخنگوی کمیته ماده 18 وابسته به شورای کلیساهای ایرانی همگام در لندن در گفتگو با کیهان لندن به بررسی دلایل افزایش مسیحیت‎ستیزی در ایران پرداخت.
وضعیت مسیحیان ایران حتی بعد از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری تغییری نکرده است.

افزایش فشارهای نهادهای امنیتی به خصوص بر پیروان آیین بهایی و نوکیشان مسیحی بیش از گذشته شده است.

در همین ارتباط «کشیش منصور برجی»، سخنگوی کمیته ماده ۱۸ وابسته به شورای کلیساهای ایرانی همگام در لندن به بررسی وضعیت نوکیشان مسیحی در دولت روحانی و فشار بر مسیحیان و کلیساهای فارسی زبان پرداخته است.

او با اشاره به تدوین منشور حقوق شهروندی از سوی دولت روحانی گفت: « پیش‌نویس منشور گامی مثبت، اما فاقد عزمی راسخ برای بهبود وضعیت موجود بود، حالا با گذشت زمان به نظر می‌رسد که هدف اصلی منشور فرونشاندن صدای معترضانی است که مسیر مذاکرات را با مطالبهٔ حقوق شهروندی ناهموار می‌کردند این منشور از همان ابتدا هم خیلی دلگرم کننده نبود و بیشتر به یک تعارف مودبانه می‌ماند تا منشور حقوق!‌ زیرا این دو خط هیچ یک از حقوق بنیادی چون آزادی انتخاب دین، آزادی ابراز عقیده به صورت فردی یا جمعی، خصوصی یا عمومی، و حق والدین در آموزش دینی کودکان را مورد تاکید قرار نمی‌دهد

به اعتقاد برجی یکی از علل سرکوب نوکیشان مسیحی در ایران نگرانی حکومت از رشد اقبال عمومی به مسیحیت و گسترش کلیساهای خانگی در شهرها و روستاهایی با بافت سنتی است. به گفته او در تحلیل آیت‌الله خامنه‌ای و همفکران ایشان، دلیل رویگردان شدن مردم از باروهای سنتی و قرائت حکومتی از دین، توطئه دشمنان خارجی است. آنان نمی‌توانند یا نمی‌خواهند باور کنند که این پدیده ممکن است ارتباطی هم با فساد فراگیر در نظام مالی و اقتصادی، اختلاس‌های میلیاردی، فقر و شکاف طبقاتی، ناعدالتی و برخورد دوگانه نظام قضایی با خودی‌ها و غیرخودی‌ها، وعده‌های عملی نشده و مهمتر از همه واقعیت‌هایی اجتناب‌ناپذیر دینداری در عصر مدرن داشته باشد.

اعلامية‌ كنفرانس‌ جهاني‌ زن‌، پكن‌ (سپتامبر ۱۹۹۵ (۳۳) )



سپتامبر ۱۹۹۵ (۳۳)
۱٫ ما دولتهای‌ شرکت‌کننده‌ در چهارمین‌ کنفرانس‌ جهانی‌ دربارة‌ زنان‌،
۲٫ که‌ در اینجا، در پکن‌، در پنجاهمین‌ سال‌ تأسیس‌ سازمان‌ ملل‌ متحد گرد آمده‌ایم‌،
۳٫ عزم‌ جزم‌ کرده‌ایم‌ تا اهداف‌ برابری‌، توسعه‌ و صلح‌ برای‌ عموم‌ زنان‌ را در سراسر جهان‌ به‌ سود کل‌ بشریت‌ پیش‌ بریم‌،
۴٫ اعلام‌ می‌کنیم‌ آراء عموم‌ زنان‌ را از سراسر جهان‌ دریافت‌ کرده‌ایم‌ و به‌ چندگونی‌ زنان‌ و نقش‌ها و شرایط‌ آنان‌ توجه‌ داریم‌، یاد زنانی‌ که‌ در گذشته‌ این‌ راه‌ را هموار کرده‌اند گرامی‌ می‌داریم‌ و از امیدی‌ که‌ قلوب‌ جوانان‌ را آکنده‌ است‌ الهام‌ می‌گیریم‌،

۱۳۹۵ آبان ۱۳, پنجشنبه

انتشار کتابی با عنوان «خشونت در پناه مسیحیت» در ایران

همزمان با کشته و زخمی شدن بیش از یک میلیون مسلمان در طی سال‌های گذشته زیر سایه جنگهای درون مذهبی بین مسلمانان، اینک کتابی ضد مسیحیت با عنوان «خشونت در پناه مسیحیت» در ایران منتشر شد.
به گزارش «محبت‌نیوز» درحالیکه خشونت، ترور و جنایت زیر سایه اسلام افراطی از سوریه و عراق تا شمال آفریقا را فراگرفته و جنگ شیعه و سنی شعار صلح و وحدت را به یک رویا مبدل کرده و آخرین راه برای جنگ‌زدگان مسلمان پناه آوردن به سرزمین‌های غربی است مرکز پژوهش‌های جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ایران کتاب «خشونت در پناه مسیحیت» را به منتشر کرد.

خبرگزاری مهر نوشته مسیحیت در طول تاریخ دستخوش حوادث، تغییرات و انحرافاتی شده که یکی از آنها «استفاده ابزاری از خشونت» است که برخی کارگزاران مسیحیت به جهت منافع مادی به آن جنبه قانونی داده، حتی مشروع بودنش را در کتب مقدس وارد کرده‌اند. چنانچه استفاده ابزاری از خشونت را در ادوار مسیحیت (قرون اولیه و قرون وسطی و عصر جدید) می‌توان دید.

این کتاب اثر مشترک عباسعلی مشکانی سبزواری و عبدالحسین مشکانی سبزواری است که در بخشی از آن به صراحت نوشته شده «میان خشونت و رأفت متدینان یا مدعیان دیانت، با ادیانی که به آن وابسته هستند، رابطه دوسویه‌ای وجود دارد؛ یعنی می‌توان به وضوح تأثیرگذاری رهبران و پیروان ادیان بر رویکرد کلان یک آیین را درک نمود و همچنین می‌توان تأثیرگذاری ادیان و متون دینی بر رفتار پیروان را پی گرفت.

در بخش دیگری هم آمده «مشکل اساسی آن‌گاه رخ می‌نماید که برخی با تمسک دروغین به متون مقدس، رفتارهای شهوانی و حیوانی خود را به دین مستند می‌سازند».

جدا از اینکه انتشار چنین کتاب‌هایی در راستای مسیحیت‌ستیزی است، اما با یک نگاه ساده به مسائل روز دنیا مخاطب متوجه خواهد شد که آیا امروز خشونت در خاورمیانه که جملگی دولتهای آن مدعی اسلام راستین هستند بیشتر است یا کشورهای غربی! جدا از این مسئله پرسش اینجاست که آیا جمهوری اسلامی یا به طور کل کشورهای مسلمان اجازه انتشار کتابی با عنوان «خشونت در پناه اسلام» را می‌دهند؟ جایگاه دموکراسی و آزادی عقیده در کشورهای اسلامی، کجاست؟

“گلرخ ابراهیمی”، نویسنده داستانی درباره سنگسار درحالی به شش سال زندان محکوم شده که داستان او هرگز منتشر نشد. در عین حال بسیاری از روزنامه‌های ایران به علت نوشتن مقالاتی صد در صد اسلامی فقط به علت تفاوت در نگاه و روایت مسئله توقیف شدند.

سه سال پیش روزنامه اصلاح‌طلب «بهار» به خاطر نوشتن مقاله‌ای با عنوان «امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» توقیف شد. نویسنده این مقاله که خود از چهره‌های مذهبی و مشهور دینی بود تحت شدیدترین فشارها از جانب سپاه قرار گرفت چون به اصل امامتِ حکومتی نقد وارد کرد.