۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

بازار تبلیغ نظام جمهوری اسلامی با کمک مسیحیان حکومتی گرم است

تکرار یک توهم حکومتی؛ پیروان ادیان ایران بیشترین آزادی را در دنیا دارند!به اعتقاد نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی، آزادی‌هایی که پیروان ادیان در ایران دارند، در هیچ جای دنیا برای پیروان ادیان آن کشور وجود ندارد. اسقف سیبوه سرکیسیان خلیفه ارامنه تهران در گفتگو با یک نشریه سوری، جمهوری اسلامی را به عنوان نمونه زیبای مساوات و آزادی ادیان معرفی کرده است.

آنطور که از شواهد پیداست در جمهوری اسلامی پس از بسته شدن کلیساهای فارسی زبان تا ماه‌های آینده کلیساهای ارامنه هم به طور کامل کاربری مساجد و پایگاه‌های مقاومت بسیج را پیدا خواهد کرد.

رسانه‌های حکومتی به مناسبت فرارسیدن ایام سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به سراغ نمایندگان پیروان ادیان در مجلس رفته‌اند و از زبان‌ آنان به تعریف و تمجید از دستاوردهای نظام طی چهار دهه‎ی اخیر پرداختند.

یوناتن بت کلیا، نماینده مسیحیان آشوری و کلدانی در مجلس که این روزها پای ثابت خبرگزاری‌های فارس ( وابسته به سپاه) و تسنیم برای تبلیغ جمهوری اسلامی است گفته، «آرامش و امنیت دستاورد انقلاب اسلامی برای اقلیت‌های دینی است و پیروان این ادیان، انقلاب اسلامی را نعمتی بزرگ می‌دانند و به آن افتخار می‎کنند».

او بدون اشاره به سرکوب و دستگیری نوکیشان مسیحی اخراج دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها، اعدام گسترده شهروندان اهل تسنن و دراویش و دستگیری  و مهر جاسوس زدن بر روی دو تابعیتی‌های پیروان ادیان مدعی شده، «پیروان ادیان به راحتی در اماکن مذهبی خود حاضر می شوند و به عبادت و انجام فرائض دینی خود می‌پردازند».

    به گفته او پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها جشن بزرگی برای مسلمانان است بلکه پیروان ادیان نیز در این جشن شریک هستند.نماینده مسیحیان آشوری اشاره‎ای به تعداد زندانیان عقیدتی و دگراندیشان در ایران نکرد، اما افزود، « پیروان ادیان برخلاف تبلیغات منفی دشمنان پس از انقلاب منزلتی دوباره یافته‌اند و انقلاب اسلامی نه تنها حق پیروان ادیان را سلب نکرده بلکه نقاط ضعف قوانین مربوط به آنان را جبران کرده است».

بت کلیا، اشاره‌ای هم به میلیاردها دلار اختلاس و غارت یا پرونده حقوق‌ها و واگذاری املاک نجومی به خودی‌ها نکرد، اما گفت: «علاقه‌مندی به وطن و نفرت از ظلم و بی‌عدالتی و غارت ثروت کشور توسط بیگانگان از نگرانی‌ها و دغدغه‌های مهم پیروان ادیان است ! ».

او در بخش دیگر این گفتگو تاکید کرد، «رسانه‌های دشمن کلمات را تفسیر به رای می‌کنند و ریاکارانه و با تزویر و سیاست می‌خواهند به صورت غیرمستقیم نگرش جامعه و پیروان ادیان را نسبت به نظام اسلامی منفی کنند».

که روز شنبه ۱۶ بهمن ماه گروه تهیه کننده برنامه «ایران، وطن من» از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران با اسقف سیبوه سرکیسیان، خلیفه ارامنه تهران مصاحبه کرده است.

در ماه‌های اخیر جمهوری اسلامی پروژه‌ای را کلید زده که طی آن بخشی از ارامنه‎ی وابسته به شورای خلیفه‌گری را به عنوان ویترین و تبلیغات وارد میدان بازی خود کرده و در مقابل ساعت‌ها علیه مسیحیت در صدا و سیما برنامه تولید می‌کند.

سیبوه سرکیسیان در این مصاحبه، توضیحاتی درباره‎ی کلیسای ارمنی و جامعه ارامنه ایران ارائه و همچنین بر روابط دوستانه ایران و ارمنستان در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، ورزشی و هنری صحبت کرده است.

همزمان ارامنه ‏ی وابسته به حکومت در شهرستان‎ها نیز فعال‌تر از گذشته شده‌اند.

این وب‎سایت نوشته جامعه ارامنه اراک نیز با برنامه‌های ویژه‎ای برای سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تدارک دیده است.آنطور که از شواهد پیداست در جمهوری اسلامی تا ماه‌های آینده کلیساهای ارامنه هم به طور کامل کاربری مساجد و پایگاه‌های مقاومت بسیج را پیدا خواهد کرد.

۱۳۹۵ بهمن ۱۸, دوشنبه

انقلاب اسلامی با ارامنه ایران چه کرد؟

سوء استفاده سیاسی جمهوری اسلامی از جامعه ارامنه ایران،ایران با برگزاری نشست‌ها و متینگ‌های مشترک تحت عنوان گفتگوهای اسلامی و مسیحی وانمود میکند که وضعیت مسیحیان در جمهوری اسلامی روبه‌راه است. با تصویب مجلس فعالیت مدارس اقلیت‌های دینی محدودتر شد،مجلس ایران در اصلاحیه‌های جدید برای قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی محدودیت‌های تازه‌ای را برای اقلیت‌های دینی وضع کرده است.

انقلاب اسلامی در ایران بر حوزه‎های مخلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اجتماعی سایه‎ افکند، که در این میان جامعه‏ ی مسیحیان نیز از گزند آسیب‎های آن در امان نماندند.

سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مقارن با نخستین روزهای ریاست جمهوری «دونالد ترامپ» چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا شد. فرامین ضدمهاجرتی ترامپ هرچند موقت در زندگی شهروندان ایران تاثیر منفی گذاشت که مسیحیان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبودند.

این قوانین هم روند پناهجویی نوکیشان مسیحی ایرانی را از طریق کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان با مشکل روبه رو کرد و هم برنامه «لوتنبرگ» برای اقلیت‌های مذهبی ایرانی را متوقف نمود. طرحی که طبق آن اقلیت‎های بهایی، زرتشتی و مسیحی ار طریق کمک سازمان‌های مهاجرتی مثل «هایاس» با پرداخت سه‌هزاردلار به ازای هرنفر و یک‌سال انتظار از طریق اتریش به آمریکا مهاجرت می‌کردند.

ارامنه یکی از بزرگترین جوامع غیر مسلمان در ایران می باشند. از جمعیت ارامنه ایران آمار دقیقی در دست نیست، اما طبق سرشماری‌ در سال ١٣۴۵ جمعیت کل مسیحیان ایران ١۴٩هزارنفر بود، اما در سال ۱۳۸۵ (چهل سال بعد) با وجود افزایش بیش از دوبرابری جمعیت ایران تعداد مسیحیان به ١٠٩هزار نفر کاهش پیدا کرده بود.

طبق گفته ارامنه‎ی نزدیک به حکومت از جمله «کارن خانلری» نماینده ارامنه تهران و شمال در مجلس در حال حاضر تعداد جمعیت ارمنی‌های ایران روند نزولی به خود گرفته و در حال حاضر این جامعه حدود ۶۰ تا ۷۰ هزار نفر جمعیت دارند که اکثر آنها در تهران، اصفهان و تبریز و رشت ساکن هستند. حتی برخی منابع غیررسمی تخمین می‌زنند که این تعداد به کمتر از ۴۰ هزار نفر هم رسیده است.

از همان نخستین روزهای انقلاب مشخص بود که ایران پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی جای خوبی برای اقلیت‌های مذهبی نخواهد بود، نخستین آثار انقلاب اسلامی اجباری شدن حجاب بود که پیر و جوان و مسلمان و غیرمسلمان به اجبار مشمول آن شدند.

انقلاب اسلامی تر و خشک را با هم سوزاند و هست و نیست بسیاری را یکی کرد، سینماها و کاباره‎ها و میخانه‌ها و هتل‌هایی که تعطیل یا به آتش کشیده شدند تا اسلام تقویت شود تا به خیال انقلابیون، فساد رخت بربندد، ایران اسلامی شود و دیو چو بیرون رود… اما نتیجه آن همه اسلامگرایی افراطی چیزی جز فقر و فساد، اختلاس و طلاق، بیکاری و اعتیاد… نبود.

در این بین فشارهای زیادی نیز متوجه جامعه‎ی اقلیت‌های مذهبی ایران شد چون آنها را حتی در خلوت خودشان هم از آئین های پرستشی و رعایت آداب و رسوم شان محدود می‌کرد. ساخته نشدن حتی یک کلیسا در طول حیات جمهوری اسلامی خود دال بر وضعیت موجود است.

سرکوب‌ اعتقادات و استیلای نظام آموزشی

حکومت با آغاز قتل‌های زنجیری که روشنفکران، دگراندیشان و منتقدین سیاسی و عقیدتی را سرکوب و قتل‌عام می‌کرد مسیحیان و کشیشان را هم از دم تیغ گذراند. بسیاری از هنرمندان ارمنی که ستارگان موسیقی، فیلم و نوازندگی و خوانندگی بودند مشاغل و اصناف خود را در نتیجه فشارهای حکومت و تفتیش در زندگی شخصی‎شان از دست دادند.

جمهوری اسلامی حتی نظام آموزشی ارامنه و مسیحیان را هم در سیطره خود گرفت. کاهش تعداد دانش‌آموزان مدارس ارمنی از ١٠هزار نفر به سه‌هزار نفر و تعطیلی بعضی مدرسه‌ها و ادغام بعضی دیگر، خبر از میزان بالای مهاجرت‌ها می‌داد.

امروز جمهوری اسلامی حتی در انتخاب مدیران و معاونان مدارس ارمنی هم دخالت می‌کند و کتب آموزشی و تربیتی و تعلیمی آنها هم رصد می‌کند.

هزاران نفر از ارامنه‎ی ایران عطای زندگی در سرزمین‏شان را به لقایش بخشیدند و کوله بار سفر جمع کردند و راهی غربت شدند.

نابودی ورزش ارامنه

از آثار مخرب نظام اسلامی بر جامعه‎ی ارامنه گرفتن شور و نشاط از آنها بود. ممنوعیت زنان ایران در انجام بسیاری از ورزش‌ها فرصت رشد و شکوفایی را از زنان ارامنی ایران گرفت.

بسیاری از فعالیت‌های باشگاه بزرگ آرارات تهران که تیم فوتبال آن در دهه ۶۰ خورشیدی پس از پرسپولیس و استقلال سومین تیم پرطرفدار فوتبال پایتخت بود منحل شد. تیم‌های دیگر آرارات در بخش مردان و زنان از تنیس و ژیمناستیک و شنا و واترپلو که پیش از انقلاب فعال بود نابود شدند و به تدریج رشته‌هایی چون والیبال و بسکتبال و هندبال هم به فراموشی سپرده شدند. تا جایی که تیم آرارات سقوط کرد و تازه در یکی دو سال گذشته با همت چند بازیکن قدیمی فوتبال از جمله ادمونک بزیک، ادموند اختر و فردملکیان بار دیگر کم‎رمق کارش را آغاز کرده است.

از کارتون خوابی تا بیابان خوابی




بنابر اخبار منتشر شده بیش از ١٠ خانواده مهاجر بلوچ در تهران به دلیل نداشتن خانه و سرپناه مناسب برای ادامه زندگی و یافتن مکانی برای استراحت و ماندن، به دشت‌های اطراف تهران پناه بردەاند.
بنابر گزارش “کمپین فعالان بلوچ” این ١٠ خانواده بدون دسترسی به امکانات اولیەای همچون آب شرب، برق، امکانات بهداشتی و وسایل گرمایشی در بیابان‌های اطراف تهران به زندگی خود ادامه می‌دهند.
منبع مذکور می‌افزاید که خانوادەهای مذکور به دلیل بیکاری و نبود فرصت شغلی در سیستان وبلوچستان اجبارا به تهران مهاجرت کردەاند.
قابل ذکر است که ماه‌های گذشته نیز نیش از ١٠٠ خانواده در دشت‌های اطراف تهران بدون هیچگونه امکاناتی و در بدترین شرایط به زندگی خود ادامه می‌دادند که با برخود تند نیروهای دولتی ناچار به ترک مکان مذکور شدند.
این خانوادەها بیش از ٧ سال است که در بیابان‌های اطراف تهران زندگی می‌کنند و فرزندانشان به دلیل عدم دسترسی به مدرسه و فقر بیش از حد خانوادەهایشان از تحصیل محرم‌اند.
البته باید گفت که برخی از این افراد از داشتن شناسنامه نیز به‌بهرەاند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۶, شنبه

کشیش کلیسای گریگور تهران: قبل از انقلاب مسیحیان و یهودیان در محدودیت بودند!

یک کشیش ارمنی نزدیک به جمهوری اسلامی مدعی شده مسیحیان و یهودیان در دوران پهلوی تحت فشار و محدودیت بودند، اما با آمدن خمینی همه آزاد شدند.

به گزارش«محبت‌نیوز» پس از انقلاب اسلامی که سال‌ها بود اقلیت‌های مختلفی مذهبی و قومی به زندگی به نسبت آرامی در کنار یک‌دیگر خو گرفته بودند، متاسفانه برای یک بار دیگر در تاریخ ما محدودیت‌ها و فشارها بر این هم‌وطنان گسترش و فزونی یافت و بسیاری از کلیساهای آنان با افزایش این موج گسترده و اجباری مهاجرت به بناهایی متروکه بدل شد.

در اثر این فشارها که به ویژه در یک دهه‌ی اخیر شدت بیش‌تری گرفته است شمار فراوانی از اقلیت‌های دینی هجرت را بر ماندن در ایران ترجیح داده و از سرزمین مادری خود رفته‌اند. به طور مشخص و به سبب جمعیت به نسبت بیش‌تر ارامنه در قیاس با دیگر اقلیت‌های دینی، میزان مهاجرت‌های آنان مشهودتر بوده است و این روند در شهرهای مذهبی ایران سیر صعودی تری به خود گرفته است.

 حالا کشیش “مسروپ راتوسیان” در گفتگو با خبرگزاری میزبان وابسته به قوه‎قضائیه جمهوری اسلامی مدعی شده ارامنه‌ی تهران برای برگزاری مراسم دینی و آیینی در قبل از انقلاب اسلامی محدودیت داشتند و با آمدن خمینی آزادی به ارمغان آمده‌است.

این خبرگزاری در مقدمه این گفتگو نوشته، «رژیم پهلوی تلاش بسیاری می‌کرد تا فرقه انگلیسی بهائیت افکار و عقاید انحرافی و بی‌مبنای خود را در جامعه تبلیغ کند، اما ادیان توحیدی همچون اسلام،‌ مسیحیت و یهودیت (به استثنای یهودیان رژیم صهیونیستی) دارای محدودیت‌های فروانی بودند».

“مسروپ راتوسیان”، کشیش کلیسای گریگور تهران در صحبت‌های خود سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را تبریک گفته با اشاره به نقش جامعه مسیحیت ایران در سرنگونی حکومت پهلوی عنوان کرده، زمان پهلوی دوران الحاد بود و مردم در گناهان مختلف غوطه ور بودند و ما از دیدن این وضعیت رنج می بردیم.

“مسروپ راتوسیان” ضمن تاریخ سازی در نقش مسیحیان برای سرنگونی حکومت پهلوی گفت: «من در آن زمان سرباز وظیفه بودم و در پادگان لشکرک بودم و زمانی که امام خمینی دستور دادند سربازها باید پادگان ها را رها کنند من هم پادگان را رها کردم ودر کنار سایر ملت غیور ایران وارد مبارزه با طاغوت شدم.»

وی در ادامه مدعی شد: «امام خمینی توانست برعلیه طاغوت به پا خیزد و به پیروزی برسد، و آزادی را برای ما به ارمغان آورد.»

این کشیش در پایان افزود، «در دوران پهلوی مسیحیان برای برگزاری جشن‌های وارتان مقدس که علیه پادشاه ساسانی بود با مشکل مواجه بودند و برخی از ارامنه زندانی می‌شدند، اما در دوره جمهوری اسلامی ما این جشن‌ها را به راحتی برگزار می‌کنیم».

مهمان دیگر این گفتگو آترین بابائیانس، مسئول روابط عمومی شورای خلیفه گری ارامنه تهران بود، که عنوان کرد جمهوری اسلامی برای برگزاری مراسم ارامنه از آن‍ها حمایت‌ می‌کند و هیچ‎گونه مشکلی برای برگزاری مراسمات دینی و آیینی خود ندارند.

گفتنی است که این از معدود دفعاتی است که رسانه‌ای نزدیک به قوه قضائیه رژیم با رهبران ارامنه گفتگو می‌کند. این برای اولین بار نیست که مقامات ارشد ارامنه‌ در تهران از جمهوری اسلامی حمایت می‌کنند، اما برای نخستین بار است که ادعا می‌شود پیش از انقلاب مسیحیان و یهودیان تحت فشار بودند.

حداقل آمارها به روشنی نشان می‌دهد که هزاران مسیحی و یهودی در طول انقلاب به علت فشار و اختناق و سرکوب، ایران را ترک کرده‌اند و اموال آنان به دستور نهادهای انقلابی مصادره یا به دست انقلابیون بهمن ۵۷ به غارت رفته است.

همچنین در سالهای نخستین پس از انقلاب نیز شمار زندانیان مسیحی و دستگیری و احضار و بازداشت، ترور و اعدام نوکیشان مسیحی سبب شده همواره سازمان‌های مدافع حقوق بشر در گزارش‌های سالانه‎ی خود، رژیم ایران را به عنوان دشمن اقلیت‌های دینی معرفی کند که این روند شوربختانه پس از طی ۴ دهه از عمر نظام اسلامی در ایران همچنان ادامه دارد.

البته طبیعی است در سال‌های اخیر شورای خلیفه‌گری ارامنه تهران به شدت با جمهوری اسلامی نزدیک شده و سیاست‌های خود را بر مبنای خواست ولی‎فقیه پیاده می‌کند و استقلالی ندارد.

شش ماه بلاتکلیفی و محرومیت از درمان دو نوکیش مسیحی در زندان اوین

هادی عسگری و امین افشار نادری، دو نوکیش مسیحی از حدود شش ماه پیش به صورت بلاتکلیف در بند ۴ زندان اوین به سر می برند، این شهروندان تاکنون حتی برای جلسه بازپرسی نیز فراخوانده نشده اند. از سوی دیگر آقای عسگری به دلیل ممانعت از تحویل لباس، دچار عفونت کلیه ناشی از سرمازدگی شده در ابن موضوع از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

یک منبع نزدیک به خانواده های این دو نوکیش مسیحی به این رسانه گفت: “هادی عسگری و امین افشار نادری، بیش از شش ماه است که بلا تکلیف هستند و حتی بازپرسی نیز نشده اند، گفته اند اگر تا فردا وضعیت شان روشن نشود از روز یکشنبه دست به اعتصاب غذا می زنند. هادی عسگری هم که از ورود لباسی که خانواده برایش فرستاده بودند جلوگیری شده بود، به دلیل سرمای زندان، دو کلیه اش دچار عفونت شده است. در مورد درمان وی نیز هیچ اقدامی نشده است.”

آقای عسگری به مدت سه ماه در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بوده وسلول انفرادی را تجربه کرده است که در مدت ۴۷ روز اول، از هرگونه امکان تماس با خانواده و اطلاع رسانی درباره وضعیت خود نیز محروم مانده.

این نوکیش مسیحی که به بند ۴ زندان اوین منتقل شده، از دریافت وسایل و لباس شخصی از خانواده اش محروم بوده و دیگر زندانیان لباس و وسایل به او داده اند.

آقای عسگری ششمین ماه بازداشت خود را در حالت بلاتکلیفی پشت سر گذاشته، هنوز برای آنها دادگاهی تشکیل نشده و پرونده کماکان در مرحله بازپرسی است.

لازم به توضیح است مورخ ۵ شهریورماه سال جاری، پنج شهروند مسیحی و نوکیش به نامهای رامئیل بت تمرز، امین افشار نادری،  هادی عسگری، محمد دهنوی و امیرسامان دشتی در یک باغ خصوصی در فیروزکوه در هنگام نیایش بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۵, جمعه

شش ماه بلاتکلیفی و محرومیت از درمان دو نوکیش مسیحی در زندان اوین


‎خبرگزاری هرانا – هادی عسگری و امین افشار نادری، دو نوکیش مسیحی از حدود شش ماه پیش به صورت بلاتکلیف در بند ۴ زندان اوین به سر می برند، این شهروندان تاکنون حتی برای جلسه بازپرسی نیز فراخوانده نشده اند. از سوی دیگر آقای عسگری به دلیل ممانعت از تحویل لباس، دچار عفونت کلیه ناشی از سرمازدگی شده و از رسیدگی پزشکی محروم مانده  است.لازم به ذكر است اين دو نوكيش به همراه سه فرد ديگر در يك باغ خصوصى در فيروزكوه در هنگام نیایش بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

۱۳۹۵ بهمن ۱۴, پنجشنبه

عقیم ‌سازی از منظر معیارهای بین‌المللی حقوق بشر





ماهنامه خط صلح – پس از انتشار تصاویر شهروندانی که به “گورخواب” موسوم شدند، بحث عقیم‌ سازی به عنوان راهکاری برای جلوگیری از ازدیاد افراد بی ‌خانمان یا “کارتن خواب” در فضای مجازی مطرح شد. پرداختن به مقوله‌ی عقیم‌ سازی از منظر حقوق بشری و بررسی رویکرد گفتمان حقوق بشر به این مسئله، می‌تواند زاویه‌ی جدیدی را برای علاقه‌مندان به این بحث بگشاید. این مقاله به بررسی اجمالی مبحث عقیم ‌سازی از دید معیارهای  بین‌المللی حقوق بشری می‌پردازد.

الف: عقیم سازی اجباری مغایر موازین بین‌المللی حقوق بشر است
ماده‌ی سوم اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر می‌گوید: “هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد”. ماده‌ی پنجم این اعلامیه هم ‌چنین می‌گوید: “احدی را نمی‌توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد”. ماده‌ی هفت میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که به امضا و تصویب ایران نیز رسیده است، انجام مطالعات پزشکی بر روی افراد بدون اجازه‌ی آنان را صریحاً ممنوع می‌کند: “هیچ‌ کس‌ را نمی‌توان‌ مورد آزار و شکنجه‌ یا مجازات‌ها یا رفتارهای‌ ظالمانه‌ یا خلاف‌ انسانی‌ یا ترذیلی‌ قرار داد. مخصوصاً قرار دادن‌ یک‌ شخص‌ تحت‌ آزمایش‌های‌ پزشکی‌ یا علمی‌ بدون‌ رضایت‌ آزادانه‌ی‌ او ممنوع‌ است”.  بدیهی است هنگامی که انجام آزمایش‌های پزشکی بدون رضایت فرد ممنوع باشد، عقیم سازی اجباری نیز از منظر حقوق بین‌الملل ممنوع است.

گزارشگر ویژه‌ی شکنجه و دیگر مجازات‌ها و رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز نیز عقیم ‌سازی اجباری زنانی را که دارای معلولیت بوده، مصداقی از شکنجه دانسته است. هم‌چنین، بر اساس گفته‌ی دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان، سیاست‌ها یا قوانینی که سقط جنین یا عقیم ‌سازی اجباری را به عنوان نوعی از جریمه تجویز می‌کنند، دلیلی موجه برای تقاضای پناهندگی دانسته و فردی که قربانی چنین سیاستی شود، قربانی “نقض فاحش حقوق بشر” دانسته است.(۱) گزارشگر ویژه حتی از این فراتر رفته و گفته است حاملگی یا عقیم ‌سازی اجباری در صورتی که به صورت سیستماتیک علیه گروه خاصی از شهروندان به کار برود به عنوان جنایت علیه بشریت نیز می‌تواند محسوب شود.(۲)
ب: عقیم‌ سازیِ تحت فشار از دید نهادهای بین المللی حقوق بشری
عقیم ‌سازیِ تحت فشار نوع دیگری از عقیم‌ سازی است که نه با اجبار بلکه با مشوق‌های مالی یا غیرمالی، اطلاعات غلط یا تهدید فرد صورت می‌گیرد.(۳)  در این نوع عقیم ‌سازی رضایت فرد برای عقیم شدن تحت شرایطی کسب می‌شود که او در موقعیت اجتماعی-اقتصادی فرودستی قرار داشته و تصمیم او را نمی‌توان تصمیمی آزادانه دانست. بر اساس بیانیه‌ای مشترک که توسط سازمان بهداشت جهانی، یونیسف، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و چند نهاد دیگر مربوط به سازمان ملل تهیه شده است، هیچ کس نباید برای عقیم شدن مشوق دریافت کند، خواه از طرف همسر یا دیگر اعضای خانواده و خواه از طرف پرسنل پزشکی یا مامور حکومتی.(۴) پیشنهاد دریافت غذا، پول، زمین و مسکن از جمله مشوق‌هایی هستند که برای راضی نمودن افراد به عمل عقیم‌ سازی به کار  برده شده‌اند. سازمان بهداشت جهانی و چند نهاد دیگر سازمان ملل این نوع اقدام‌ها را مغایر موازین بین‌المللی حقوق بشر می‌دانند. (۵) یکی از توصیه‌های سازمان بهداشت جهانی ممنوعیت و لغو برنامه‌هایی است که به موجب آن بیماران برای عقیم‌ شدن مشوق دریافت می‌کنند.(۶) هم‌چنین، عقیم‌ شدن هیچ‌گاه نباید پیش شرطی برای دریافت خدمات درمانی و یا امتیازاتی اجتماعی نظیر برگه‌ی هویت، شغل، آزادی از زندان و دیگر خدمات اجتماعی قرار بگیرد.(۷)
پ: بحث عقیم ‌سازی در بستر نابرابری
در دو بخش فوق به ممنوعیت عقیم ‌سازی اجباری و عقیم‌ سازیِ تحت فشار از منظر حقوق بین‌الملل اشاره شد. اما بحث عقیم ‌سازی اجباری و یا  عقیم ‌سازیِ تحت فشار غالباً در بستری پدید می‌آید که نابرابری اجتماعی و اقتصادی از مولفه‌های اصلی آن است. به عبارت دیگر نمی‌توان در خلاء از عقیم ‌سازی اجباری صحبت کرد. در مورد بحث‌انگیز اخیر که باب کفتگو در مورد عقیم‌ سازی در فضای مجازی فارسی باز شد، وضعیت افرادی مطرح بود که از دو جانب به حاشیه رانده شده محسوب می‌شدند: افراد “گورخواب” هم به شدت فقیر هستند و هم به احتمال بسیار زیاد دچار آسیب‌هایی نظیر اعتیاد به مواد مخدر و یا دیگر بیماری‌های فیزیکی یا روانی شده‌اند. در جوامع دیگر نیز بحث عقیم ‌سازی در واقع به عنوان راهکاری برای حل مشکل “عناصر نامطلوب” مطرح می‌شود. کولی‌ها، تراجنسی‌ها و اقلیت‌های نژادی و قومی از جمله گروه‌هایی هستند که هدف چنین سیاست‌هایی قرار گرفته‌اند. در این شرایط عقیم ‌سازی از حالت یک مسئله‌ی مربوط به بهداشت عمومی خارج شده و تبدیل به یک وسیله برای مهار کردن افرادی می‌شود که از دید بخشبزرگی از جامعه  مضر و فاقد ارزش قلمداد می‌شوند. از این رو عقیم ‌سازی با برنامه‌های جامع کنترل جمعیت متفاوت است. برنامه‌های کنترل جمعیت معمولاً مبتنی بر روش‌های موقت پیشگیری از بارداری بوده و طیف خاصی از شهروندان را هدف قرار نمی‌دهد. اما طرح‌های عقیم ‌سازی اجباری و یا عقیم‌ سازیِ تحت فشار، گروهی خاص از شهروندان را که غالباً در زمره‌ی اقشار فرودست محسوب می‌شوند، هدف قرار داده و آنان را برای همیشه از فرزندآوری محروم می‌کنند. موافقان این برنامه‌ها این توجیه را ارائه می‌کنند که افرادی که مثلاً دچار اعتیاد بوده و کارتن خواب هستند، توانایی نگهداری از فرزند را ندارند و فرزندان آن‌ها نیز دچار آسیب‌های شدید اجتماعی خواهند شد. موافقان این برنامه‌ها هم‌چنین می‌گویند در صورت فرزندآوری آن‌ها دولت مجبور به گرفتن حق سرپرستی از والدین این کودکان خواهد شد. البته این‌که در بسیاری از موارد والدین ممکن است فاقد حداقل شرایط لازم برای نگهداری از فرزندان خود باشند، گزاره‌ی غلطی نیست. اما عدم صلاحیت برای نگهداری از فرزند فقط مخصوص اقشار خاص نیست، و مواردی نظیر خشونت خانگی و تعرض جنسی به کودکان در خانواده‌های متمول نیز رخ می‌دهد، ولی بحث عقیم ‌سازی کم‌تر در مورد افراد فرادست مطرح می‌شود. به علاوه، عقیم ‌سازی یک عمل برگشت ‌ناپذیر است، و وقتی چنین پیشنهادی مطرح می‌شود، فرض بر این است که فرد مورد نظر در آینده نمی‌تواند با توانبخشی به عضوی مفید برای جامعه تبدیل بشود. در واقع عقیم ‌سازی اجباری یا عقیم ‌سازیِ تحت فشار این پیام را به جامعه خواهد داد که بخشی از شهروندان هیچ‌گاه امکان بهبود یافتن ندارند. این رویکرد، علاوه بر محروم ساختن حق بخشی از شهروندان از حق فرزندآوری، پیامی بسیار منفی برای جامعه در بر خواهد داشت.