۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۹, جمعه

گزارشی از آخرین وضعیت چهار شهروند بهایی در اصفهان و بندرعباس



خبرگزاری هرانا ـ آقایان سعید عظیمی و محسن مهرگانی دو شهروند بهایی که مدتی قبل بازداشت شده بودند به ترتیب با پایان محکومیت و تودیع وثیقه از زندان مرکزی اصفهان آزاد شدند. همچنین خانمها مهناز جانثار و مارال راستی، شهروندان بهایی بازداشت شده در بندرعباس برای نخستین بار روز جاری موفق به ملاقات با با خانواده های خود شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، “سعید عظیمی” شهروند بهایی که مدتی قبل در شهر اصفهان بازداشت و برای تحمل حبسی شش ماهه راهی زندان شد،ه بود پس از گذراندن چهارماه از این مدت بدون توضیح خاصی مورخ نوزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، از زندان مرکزی اصفهان آزاد شد.
همچنین “محسن مهرگانی” دیگر شهروند بهایی که در تاریخ شش بهمن ماه ۹۵، همراه با آقای “منوچهر رحمانی” در اصفهان دستگیر شده بود در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیونی تومانی از زندان مرکزی اصفهان آزاد شد.
آقای “مهرگانی” به بیماری دیابت نوع یک مبتلا است با اینحال در مدت بازداشت حدود سه ماه از داشتن انسولین لازم محروم بوده است.
همزمان از بندرعباس گزارش می رسد روز جمعه ۲۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، خانم ها مهناز جانثار و مارال راستی، از شهروندان بهایی که در روزهای گذشته در شهر بندرعباس بازداشت شده بودند و روز دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶، پس از پایان مراحل بازجوئی به زندان مرکزی بندر عباس منتقل شدند، توانستند به مدت ۲۰ دقیقه ملاقات حضوری با اعضای خانواده خود داشته باشند.
یک منبع مطلع در این رابطه به هرانا گفت “سایر آقایان بازداشت شده نیز به زندان مرکزی بندرعباس منتقل شده اند و طی روزهای آینده با خانواده های خود ملاقات حضوری خواهند داشت”.
این منبع در ادامه تاکید کرد: “رفتار بازجویان که از شهر تهران آمده بودند با شهروندان بهایی زندانی بسیار زشت و زننده بوده و دائما بی احترامی، فحش و ناسزا می‌گفتند و به مقدسات بهاییان توهین و آنها را تحت فشار روانی قرار می‌دادند. همچنین به خانواده های این زندانیان گفته شده است که روز یکشنبه امکان دارد مراحل بازجوئی تمام شود و از خانواده‌ها بخواهند که برای آزادیشان وثیقه تهیه کنند”.
لازم به یادآوری است گروهی از شهروندان بهایی در شهرهای بندرعباس، قشم، بندر چابهار و شیراز، ظرف هفته های گذشته در اقدامی هماهنگ بازداشت شده و منازل آنان مورد تفتیش قرار گرفته است. وسایل الکترونیکی-ارتباطی و کتب مذهبی این شهروندان نیز هنگام بازداشت، توقیف شده است. ماموران امنیتی هنگام بازداشت برخی از این شهروندان، «تلویحا تهدید به آتش زدن منازل آن‌ها» کرده اند. هویت چهارده تن از بازداشت شدگان که تاکنون احراز شده در در ادامه می آید.
در ادامه تداوم فشار بر شهروندان بهایی هرانا گزارش کرده بود، روز سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه، نیز چهار جوان بهایی به نامهای پگاه آگاهی، ارشیا روحانی، پروین نیک آئین و ادیب جانمیان در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به پای میز محاکمه رفتند. در این دادگاه چند ساعته، این افراد که به  اقدام علیه نظام از طریق عضویت در تشکیلات بهایی و تبلیغ علیه نظام متهم شده بودند به همراه وکلای خود از خود دفاع کردند. در نهایت وکیل لایحه دفاعیه خود را به دادگاه ارائه کرد و قاضی نیز اعلام کرد طی ده روز آینده به صدور حکم مبادرت خواهد کرد. این شهروندان مورخ شهریور ۹۵ با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی از زندان بصورت موقت آزاد شده اند.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه

عقب‌نشینی مسئولان دانشگاه پردیس هنرهای زیبایی به‌دنبال تحصن دانشجویان


به‌دنبال تحصن دانشجویان در روز یکشنبه 24 اردیبهشت 96، مسئولان دانشگاه تهران از اقدام برای انتقال برخی رشته‌ها به خارج از فضای پردیس هنرهای زیبا عقب‌نشینی کرده‌اند. شورای صنفی در این بیانیه خواستار «لغو انتقال کلاس‌های رشته شهرسازی به ساختمان ایتالیا در خیابان وصال»، «لغو انتقال گروه طراحی صنعتی به خارج از پردیس هنرهای زیبا«شفاف‌سازی وضعیت گروه موسیقی و اعلام صریح ماندگاری کلاس‌های این رشته در پردیس هنرهای زیبا» و «شفاف‌سازی برنامه مدیریتی در راستای اعلام قطعی عدم تداخل در فضاهای فیزیکی دانشکده که ثبت ملی است؛ و گسترش دانشکده پردیس هنرهای زیبا و افزوده شدن فضاهای خارج از پردیس به این مجموعه تنها به منظور ایجاد فضای اضافه و نه برای جابه‌جایی کارگاه‌ها، آتلیه‌ها و کلاس‌ها» شده بود.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

قتل یک زندانی ۴۵ ساله توسط رئیس حفاظت و اطلاعات زندان مرکزی زابل


شب گذشته رئیس حفاظت-اطلاعات زندان زابل یک زندانی را به قتل رساند.نیمه شب سه شنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۹۶ رئیس حفاظت – اطلاعات زندان زابل بنام غلامرضا رضایی به بهانه سرکشی٬ به بند ۴ زندان مراجعه کرد و سراغ یک زندانی بنام رمضان کوهکن ۴۵ ساله فرزند حسن رفت که در طبقه سوم تخت در حال استراحت بود.
این زندانی به علت اعتیاد ٬ یکی از مشتریان پسر عموی رئیس حفاظت زندان بوده است که به دلیل عدم پرداخت بدهی خود مورد شماتت رئیس حفاظت زندان قرار گرفت. رئیس حفاظت زندان که یک شکنجه گر است٬ضمن فحاشی و پرخاشگری به زندانی نیمه شب او را از بالای تخت به پایین پرتاب کرد که در نتیجه وی ضربه مغزی شده و به گفته زندانیان در لحظه جان سپرده است. اما مسولین زندان٬ برای طبیعی جلوه دادن این موضوع وی را به بیمارستان امیر المؤمنین زابل اعزام کرده بودند. مسولین زندان ٬مرگ این زندانی را سنکوپ اعلام کردند.
غلامرضا رضایی معروف به گاو اسرائیلی بزرگترین وارد کننده مواد مخدر به زندان و مسئول توزیع و فروش آن می باشد و این کار را توسط پسر عمویش که در زندان زابل به جرم قتل محبوس است،‌انجام می دهد.
وی نیمه شب سه شنبه ۲۶ اردیبهشت به عنوان جانشین رئیس زندان در زندان حضور داشت.
قابل ذکر است که هفته گذشته یک سرباز بنام محمد خلیل پور که در همین زندان دوران خدمت سربازی اش را می گذراند مورد فحاشی و شکنجه توسط غلامرضا رضایی قرار گرفت.

آرش صادقی به دلیل محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی سپاه: «به بیمارستان نخواهم رفت»




آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، محدودیت‌ها و شروط تعیین شده از سوی سپاه پاسداران را برای اعزامش به بیمارستان نپذیرفته است. طی روزهای اخیر خانواده آرش صادقی پیگیر اعزام این زندانی سیاسی به بیمارستان شدند و اعلام کردند که هزینه‌های درمان او را نیز خود متقبل خواهند شد ولی این پیگیری‌ها با دخالت‌های سپاه ثارالله مجدداً بی‌نتیجه ماند.
ضابطین سپاه، شرط اعزام آرش صادقی به بیمارستان را این‌گونه عنوان کرده‌اند که او باید به همراه ماموران سپاه و تحت الحفظ به بیمارستان «بقیه‌الله» (بیمارستان وابسته سپاه) اعزام شود و هیچ‌گونه ملاقاتی نیز نداشته باشد اما آرش صادقی این شروط را نپذیرفته است.
آرش صادقی، پیش‌تر در زمان اعتصاب به بیمارستان «امام خمینی» اعزام شده بود که در این بیمارستان او را به تخت دستبند کرده و پزشکان نیز رفتاری به‌شدت غیرانسانی با او داشتند.
گفتنی است؛ پزشکان بهداری چندی پیش برای آرش صادقی، زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین به دلیل فقر شدید پروتئین در بدن، سرم پروتئین تجویز کرده‌اند و تزریق این سرم باید تحت مراقبت‌های ویژه و در بیمارستان انجام شود اما تاکنون این امر به دلیل مخالف مسئولان و ضابطین سپاه محقق نشده است.
طبق گفته پزشکان، در صورت تداوم فقر پروتئین در بدن، کلیه، قلب و کبد این زندانی سیاسی بیشتر آسیب می‌بیند و می‌بایست برای وی سرم پروتئین تجویز شود ولی ازآنجاکه بدن آرش صادقی ضعیف شده است، احتمال می‌رود در هنگام تزریق سرم خون لخته شود؛ بنابراین این تزریق باید در بیمارستان و تحت مراقبت‌های ویژه صورت بگیرد و امکان انجام آن در بهداری وجود ندارد.
گفتنی است؛ این زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در پی محرومیت از رسیدگی پزشکی، مبتلا به عفونت ریه گشته و بیماری مننژیت وی به آسم تبدیل شده است. از سویی دیگر، علاوه بر ازکارافتادن یکی از کلیه‌های وی، معده او همچنان خونریزی دارد و این مسئله باعث شده که دیگر قادر به خوردن غذای زندان نباشد.
همچنین پزشکان بهداری زندان از ابتلای آرش صادقی به کولیت روده خبر داده‌اند که به دلیل عدم رسیدگی درمانی هم‌اکنون در وضعیت پیشرفته‌ای قرار دارد.
شایان ذکر است که در حال حاضر آرش صادقی و گلرخ ایرایی در شرایط ممنوع‌الملاقات به سر می‌برند.
آرش صادقی که پیش‌تر در پی بازداشت مجدد همسرش دست به اعتصاب غذا زده بود، پس دیدار با دادستان و قول کتبی وی برای رسیدگی خارج از نوبت به پرونده گلرخ ایرایی، ۱۸ بهمن‌ماه اعتصاب غذای خود را برای دومین بار متوقف کرد؛ این زندانی سیاسی پس از پایان اعتصاب غذا به بیمارستان انتقال یافت اما پس از ساعاتی بار دیگر با مخالفت نیروهای امنیتی به زندان اوین بازگردانده شد.
این اقدامات مسئولین و ضابطین سپاه در حالی صورت گرفته است که به دلیل عوارض ناشی از اعتصاب غذای طولانی‌مدت، خطر مرگ این زندانی سیاسی را تهدید می‌کند.
لازم به یادآوری است که در هفته‌های گذشته مسئولین زندان اوین جهت اعمال فشار بیشتر بر آرش صادقی، این زندانی سیاسی را بارها در بند دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار داده و پس از بازجویی، او را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کرده‌اند. از سویی دیگر، بند ۳۵۰ زندان اوین از خط تلفن بی‌بهره بوده و وی از امکان تماس با خانواده و دوستان خود نیز محروم است.
مقامات قضایی پیش‌تر، پس از ۷۲ روز اعتصاب غذای آرش صادقی و فشارهای بین‌المللی اعلام کردند که همسرش، گلرخ ایرایی، آزاد و خود او برای درمان به بیمارستان منتقل خواهد شد؛ بااین‌حال، علاوه بر عملی نشدن وعده درمان این زندانی سیاسی، همسر وی پس از ۱۹۹۹ روز آزادی موقت، روز یکشنبه سوم بهمن‌ماه از سوی مأموران سپاه ثارالله مجدداً بازداشت شد.

مجید اسدی و پیام شکیبا؛ بلاتکلیفی و تداوم نگهداری در بند ۲۰۹ بدون قرار بازداشت



مجید اسدی و پیام شکیبا دو فعال دانشجویی پس از گذشت چند ماه از زمان بازداشت، هم‌چنان در «سلول‌های چند نفره» بند ۲۰۹ زندان اوین به صورت بلاتکلیف به سر می‌برند. آقای اسدی از بیماری “التهاب حاد ستون فقرات و دستگاه گوارش” و آقای شکیبا نیز از بیماری “میگرن و کبد چرب” در رنج هستند. در سایه عدم تمدید قرار بازداشت و منقضی شدن قرار پیشین این دو فعال سابق دانشجویی هم اکنون به صورت «غیرقانونی» در بازداشت به سر می برند.
گفتنی است که مجید اسدی در تاریخ ۳۰ بهمن ماه سال گذشته ساعت ۱۰ شب در منزل خانوادگی خود در کرج توسط نیروهای ورارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
نیروهای امنیتی در زمان تلاش برای بازداشت آقای اسدی ضمن توهین به مادر این زندانی، علیرغم بیماری و ضعف جسمی پدر وی که به تازگی عمل پیوند کبد را انجام داده بود با او درگیر شدند و به پای وی آسیب وارد کردند.
آقای اسدی از زمان بازداشت کماکان بصورت بلاتکلیف در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر می برد. قرار بازداشت این زندانی که لازم است هر ماه تمدید شود برای سومین ماه کماکان تمدید نشده. از این منظر تداوم بازداشت او امری غیرقانونی است .
یک منبع نزدیک به خانواده اسدی در مورد آخرین وضعیت وی به گزارشگر هرانا گفت: “هنوز در بند ۲۰۹ در سلول چند نفره است. به او اعلام کردند بعد از انتخابات به وضعیتتان رسیدگی می شود، به طور غیرقانونی نگهداری می شود”.
در تاریخ ۲۲ فروردین ماه سال جاری مجید اسدی، بعد از تحمل ۵۰ روز سلول انفرادی در بند ۲۰۹ زندان اوین، به سلول‌ چند نفره این بند منتقل شده است.
لازم به یادآوری است، مجید اسدی، فعال سابق دانشجویی پیشتر نیز در تاریخ ۱۸ تیرماه سال ۸۷ در مراسم هجده تیر دستگیر و به مدت ۵۲ روز در سلول انفرادی نگهداری شده بود.
حکم دادگاه بدوی وی در اردیبهشت ماه ۸۹ به وی ابلاغ گردید، که در آن توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. علی رغم درخواست تجدید نظر، بدون اینکه حکم نهایی به او ابلاغ شود، برای اجرای حکم به زندان فرا خوانده شد و از تاریخ ۱۳ مهر ماه ۹۰ تا خردادماه سال ۹۴ در زندان بود.
مجید اسدی فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی است و عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده اقتصاد را در کارنامه خود دارد.
پیام شکیبا، دیگر زندانی با شرایط مشابه آقای اسدی، عضو اسبق انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی است که هم اکنون در «سلول‌های چند نفره» بند ۲۰۹ زندان اوین همراه با مجید اسدی به صورت بلاتکلیف به سر می‌برند.
پیام شکیبا مورخ ۳ اسفندماه سال گذشته توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد. این زندانی از عارضه شدید میگرن در رنج است و بر همین اساس خانواده او در نگرانی از وضعیت سلامت او به سر می برند.
آقای شکیبا پیش تر در ماجرای اعتراض دانشجویان به فساد اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در ۱۸تیر سال ۸۷ توسط اداره اطلاعات زنجان بهمراه ۵ تن از هم دانشگاهیان خود دستگیر و پس از ۲۲ ماه با قید وثیقه آزاد و نهایتا درسال ۸۸ در دادگاه انقلاب زنجان به تحمل ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. اما این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ ماه حبس تعزیری و ۶ ماه حبس تعلیقی تقلیل یافت.
وی برای اجرای حکم مذکور در سال ۸۹ به زندان رفت و پس از تحمل محکومیت حبس آزاد شد.
پیام شکیبا در سال ۹۱ در حین تحصیل از دانشگاه اخراج شد. وی که آن زمان دانشجوی کار‌شناسی ارشد علوم سیاسی واحد علوم وتحقیقات تهران بود در پی ارسال نامه‌ای از سوی مرکز آزمون دانشگاه آزاد از ادامه تحصیل درمقطع کار‌شناسی ارشد محروم شد و از حضور وی در امتحانات پایان ترم ممانعت به عمل آمد. آقای شکیبا مجددا در سال ۱۳۹۳ در همین رشته در دانشگاه علامه طباطبایی پذیرفته شد.
به گفته منابع نزدیک به آقای شکیبا، زمینه فعالیت برجسته این فعال دانشجویی محبوس «مطالعات تاریخی و سیاسی و حوزه فعالیت او در دانشگاه علامه طباطبایی» بود با اینحال دلایل بازداشت وی مشخص نیست.
لازم به ذکر است که در طول مدت بازداشت، مجید اسدی و پیام شکیبا تاکنون صرفا یک ملاقات کابینی با خانواده داشته اند.

تحریم انتخابات توسط آتنا دائمی در چهلمین روز اعتصاب غذا



به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام؛ فعال مدنی و زندانی سیاسی آتنا دائمی در نامه ای از درون بند زنان زندان اوین؛اعلام کرد که در انتخابات نمایشی شرکت نخواهد کرد.
خانم دائمی در قسمتهایی از نامه خود می نویسد؛

به راستی به چه چیزی باید رای داد؟ به فقر؟ به ادامه‌ی تحریم‌ها به خاطر نقض حقوق بشر؟ به اعدام‌های دسته‌جمعی؟ به خفقان و سانسور؟ به حجاب و دین اجباری؟

در جامعه‌ای که برای خواننده‌ای معترض که هنوز آهنگش منتشر نشده حکم ارتداد صادر مى‌کنند و برای سرش جایزه مى‌گذارند، چه انتظاری جز لغو کنسرت‌ها مى‌توان داشت؟ اما ما به این مسائل عادت نخواهیم کرد. وقتی که می‌پرسیم چرا به وعده‌های گفته‌شده عمل نشد، می‌گویند دست دولت نیست یا دست‌های پشت پرده زیادند. اگر چنین است و دولت توان و کارایی لازم را ندارد پس این‌همه هزینه‌های میلیاردی تبلیغات برای چیست؟

شاید حرف‌هایم از نظر برخی «راننده‌تاکسی‌طور» یا از روی بی‌سوادی باشد؛ اما اگر قرار باشد به کاندیداهایی رای بدهم که حتی هواداران‌شان آزادی بیان را سرکوب و راننده تاکسی‌ها و روایت‌شان از دردهای جامعه را نادیده مى‌گیرند، پس من به عنوان فعال مدنی و فعال حقوق بشر، مرز بین «بد و بدتر» و «راه و بی‌راه» را خط خواهم زد و در این انتخابات نمایشی شرکت نخواهم کرد.

گفتنی است که خانم آتنا دائمی که خود به ۷ سال زندان محکوم شده است؛ در اعتراض به صدور حکم و پرونده سازی بر علیه خواهران و خانواده اش دست به اعتصاب غذا زده و بر تداوم آن تأکید کرده است.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

عدم شركت گلرخ ايرايى در انتخابات نمايشى و چرايى هاى آن



كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها 25اردیبهشت ۹۶: زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در نامه ای سرگشاده از چرایی های عدم شرکت خود در انتخابات نمایشی و عوامفریبانه حکومت گفته است و در انتها اشاره می کند: باشد که روزی شاهد حضور احزاب و منتخبی با عقاید و باورهای مختلف در عرصه‌ی انتخابات کشورمان باشیم. تا آن روز به جهت نبود فضای باز سیاسی و تحمیل کاندیدای گزینشی و ممانعت از حضور احزاب و عدم پاسخگویی به چرایی از میان برداشتن احزاب و گروه‌ها و تا حضور کاندیدایی از تمامی ایدئولوژی‌ها، مذاهب و قومیت‌های ایرانی از شرکت در چنین انتخاباتی که نه حماسه‌ی حضور بلکه نمایش اقتدار تک‌روی، سرکوب و استبداد است و تنها صرف هزینه‌ای جهت عوام‌فریبی ست خودداری نموده و فعالانه تا ایجاد فضایی باز جهت فعالیت آزاد کلیه‌ی احزاب در ایرانی آزاد و رها از یوغ استبداد تلاش خواهیم نمود.
متن کامل نامه سرگشاده زندانی سیاسی گلرخ ایرایی از بند زنان زندان اوین به قرار زیر می باشد:
«نزدیک به چهار دهه از برافراشته شدن پرچم حاکمیت اسلامی می‌گذرد. پس از اتمام دوره‌ی ریاست جمهوری رفسنجانی، سیاست خارجی کشور در بدترین شرایط ممکن قرار داشت و برای نجات نظام از سراشیبی سقوط چاره‌ای جز ظهور خاتمی و شعار گفت‌وگوی تمدن‌ها نبود. خاتمی آمد با اصلاحاتی که هیچ مانیفست مشخصی برای اصلاح نداشت.
هیچ‌گاه مشخصاً اعلام نشد او آمده است برای اصلاح چه چیز و بر کدام روش عمل خواهد کرد! هیاهوی انتخاباتی و تصور اصلاحات فضای جامعه را ملتهب نمود و سرانجام اصلاحات پیروز میدان شد. یک سال پس از روی کار آمدن وی ماجرای کوی دانشگاه به وقوع پیوست. دانشجویان زیادی سلاخی شدند، راهی زندان و بعضی ناگزیر به ترک وطن شدند. تعدادی نیز سر به نیست و مفقود گردیده و تابه‌حال نشانی از آنان به‌دست نیامده است.
خانواده‌ی سعید زینالی از مفقودشدگان درگیری‌های کوی دانشگاه، هم چنان پس از ۱۸سال به دنبال نشانی از فرزندشان با سکوت تا تهدید و وعده‌های بی‌سرانجام مسئولین مواجه هستند. از دیگر دستاوردهای دوره‌ی هشت ساله‌ی اصلاحات، قتل‌های زنجیره‌ای بوده است که تعداد زیادی از نویسندگان، اهالی ادب و سیاست کشورمان را با فجیع‌ترین شکل ممکن از میان برداشت.
از مقایسه‌ی هشت ساله‌ی روی کار بودن اصلاح‌طلبان با دوره‌های پیشین به این نتیجه می‌رسیم که در سیاست‌های کلی کشور تغییری ایجاد نشده است. اگر دوران پیشین با انقلاب فرهنگی، کشتار دهه‌ی شصت و اعدام‌های سال ۶۷ شناخته می‌شوند، اگر بالا رفتن عده‌ای از دیوار سفارت که در آن روزها عملی فرهنگی و ارزشی قلمداد می‌شده! و منجر به تحریم‌هایی گشته که با ذره ذره‌ی وجودمان آن را زندگی کرده‌ایم، دوره‌ی اصلاحات خاتمی نیز ارمغانی به جز کشتار و قلع و قمع دانشجویان و ادبای کشور نداشته است. دوره‌ی هشت ساله‌ی خاتمی ختم به روی کار آمدن پدیده‌ای به نام احمدی‌نژاد شد. در زمان ریاست جمهوری وی که رایحه‌ی خوش خدمتش هنوز شامه نواز است، فاجعه‌ی ۸۸ به همت نزاع اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان بر سر قدرت به وقوع پیوست و باز هم قربانیان این رقابت مردمی بودند که شاید اگر حافظه‌ی تاریخی قوی‌تری می‌داشتند، این‌گونه سلاخی و قربانی نمی‌شدند؛ همان‌هایی که در سال ۷۸ دانشجویان را تجمیع نموده و به سمت پاستور حرکت دادند (امثال محمدرضا خاتمی، تاج‌زاده و…) اینبار نیز فضای جامعه را ملتهب نمودند و پس از ورود مردم به خیابان ها به محض رادیکال شدن شعارها از نگاه آنان و جدا شدن خواسته‌های جمعی از خواسته‌ی خودشان که همانا مسند قدرت بود، نهایتا در عاشورای ۸۸ کاملا به مردم پشت کردند و مردم را با اعدام‌ها و احکام سنگین تنها گذاشتند. در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد مسبب تمام بدبختی‌ها و مشکلات جامعه شخص رییس جمهور و نهاد اجرایی کشور بود و حال با روی کار آمدن روحانی به هر بهانه‌ای نهاد ریاست جمهوری را مبرا از مشکلات نموده‌اند! خاتمی در پایان دوران ریاست جمهوری‌اش خود را یک تدارکاتچی دانسته و از زیر بار کوتاهی‌هایی که داشته، به راحتی شانه خالی نمود و حال نیز با بنفش‌های همیشه مچکر نیز با نمی‌شودها و نمی توان‌ها همه‌ی سوال‌ها را بی‌جواب می‌گذارند.
به راستی تفاوت این دو دسته که سعی دارند خود را به‌عنوان دو حزب به توده‌ی جامعه بقبولانند چیست؟! مگر جز این است که در تمام دوره‌ها بازداشت، احکام سنگین و بی ادله، دادگاه‌های فرمایشی و چند دقیقه‌ای، اعدام و فساد مالی و فقر و فحشا و کودک‌آزاری و تجاوز و آتش سوزی در مدارس و بی‌هویتی پاسپورت ایرانی و وعده‌های پوشالین و بی‌سرانجام مسئولین و …را شاهد بوده‌ایم؟! مگر غیر از این است که سید محمد خاتمی بعد از ادعای خودشان (صورت گرفتن تقلب در انتخابات ۸۸) وعده داده بود تا آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر و برگزاری انتخابات آزاد در هیچ انتخاباتی شرکت نخواهد نمود و چه کسی پس از وعده‌اش حماسه‌ی دماوند را با انگشت جوهری و پوزخندی به ملت همیشه در صحنه رقم زد؟! مگر غیر از این است که روحانی آزادی زندانیان سیاسی را وعده داده بود و وزیر امور خارجه‌اش در سازمان ملل وجود زندانیان سیاسی را به کل منکر شد؟! مگر غیر از این است که آمار اعدام‌های انجام شده در دولت روحانی تقریباً دو برابر اعدام‌های دولت احمدی‌نژاد است؟! اما با سکوت وقیحانه‌ی رسانه‌های سبز و بنفش، اخبار آن در حاشیه قرار گرفته است؟! بازداشت‌ها و احکام سنگین و بازداشتگاه‌های مخوف وزارت اطلاعات در دولت اصلاحات چه کم از بازداشتگاه‌های دولت اصول‌گرایان دارد؟ خانه‌های امن سپاه چطور؟
در کدام دولت بازداشت و اهانت و اعدام نداشته‌ایم که داد آزادی و امنیت و آرامش جامعه سر می‌دهند. البته تا زمانی که تعدادی هوراکش و از داخل زندان‌ها هویت خود را انکار کنند و ملیجک وار دست به قلم تمجید از امثال ظریف برند و انگشت به جوهر، ننگ حضور در این نمایش مضحک آغشته کنند؛ ایشان نیز باید بر خر مراد سوار باشند و شاهد حضور اصلاح‌طلبان با نام اعتدالیون که با اصول‌گرایان معتدل گره خورده‌اند باشیم. با پایان دوره‌ی ریاست جمهوری احمدی‌نژاد دوباره با خطراتی که روابط و سیاست خارجی را تهدید می‌کرد مواجه بودیم و باز اصلاح‌طلبان از عالم غیب رسیدند؛ خواص بی بصیرت با بصیرت شدند و باز همان بازی تکرار…!
این گردابی که در آن غوطه‌وریم خود کرده ایست بی‌تدبیر که تنها راه رهایی از آن گشودن چشم‌ها و مرور تاریخی است که هرگز عزم خواندنش را نکرده‌ایم. باید بشناسیم دولت مردانی را که بنا بر مصلحت از سال ۷۶ خود را دو شقه کرده‌اند و چون مهره‌های شطرنج بر گستره‌ی حاکمیت هریک در جایگاهی قرار گرفته‌اند تا این بازی سراسر فریب و ریا را به پیش برند. امروز شش کاندیدا از فیلترهای شورای نگهبان عبور کرده‌اند؛ مروری بر بیوگرافی این شش نفر روشنگر آن است که هر کدامشان در برهه‌های حساس کشور از سال ۶۰ تاکنون بر چه مسندی بوده‌اند و دستشان به چه آغشته است! قطعاً با مروری بر اینان و دگر مردان حاضر در عرصه‌ی سیاست خواهیم فهمید که چرا جای احزاب و منتخبین واقعی مردم خالی است! خواهیم دانست که چرا جواب نقادی و ابراز باور و عقاید متفاوت از حاکمیت زندان است و اجبار به جلای وطن، خواهیم دانست که چرا احزاب را نابود کرده‌اند و؛ ایدئولوژی ها را سر بریده‌اند و زیر یک پرچم و با یک رأی و هدف بازی رقابت راه انداخته اند. شناخت و یادآوری آنچه از سر گذرانده‌ایم و خروج از این خلسه و استحاله شاید تنها چاره‌ای ست که دیگر مضحکه و خام حضور در نمایش و جنگ و قدرت مترسک‌ها نباشیم و الزامی به انتخاب بد از میان بد و بدتر برایمان نباشد. باشد که روزی شاهد حضور احزاب و منتخبی با عقاید و باورهای مختلف در عرصه‌ی انتخابات کشورمان باشیم. تا آن روز به جهت نبود فضای باز سیاسی و تحمیل کاندیدای گزینشی و ممانعت از حضور احزاب و عدم پاسخگویی به چرایی از میان برداشتن احزاب و گروه‌ها و تا حضور کاندیدایی از تمامی ایدئولوژی‌ها، مذاهب و قومیت‌های ایرانی از شرکت در چنین انتخاباتی که نه حماسه‌ی حضور بلکه نمایش اقتدار تک‌روی، سرکوب و استبداد است و تنها صرف هزینه‌ای جهت عوام‌فریبی ست خودداری نموده و فعالانه تا ایجاد فضایی باز جهت فعالیت آزاد کلیه‌ی احزاب در ایرانی آزاد و رها از یوغ استبداد تلاش خواهیم نمود.»
گلرخ ابراهیمی ایرایی
بند زنان زندان اوین _ اردیبهشت ۱۳۹۶