۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

رهبران حکومت ایران از افزایش شمار مسیحیان غافل نیستند

موج رشد و بیداری مسیحی در بین پناهجویان ایرانی و افغان،جمعی از ایرانیان و افغان با زمینه اسلام در کلیسای فارسی زبان در ترکیه غسل تعمید گرفتند. کلام مسیح آرام و آهسته مرزهای ایران را پشت سر می گذارد و رستگاری راستین را به همگان می شناساند که گرویدن ٢٠٠ ایرانی و افغان در طی این مراسم به مسیحیت خود گواه این واقعیت است. به اعتراف بسیاری از سازمان و ارگان‌های دولتی حکومت اسلامی حاکم بر ایران رشد و گسترش مسیحیت حتی در شهرهای مذهبی ایران نیز به طور کامل مشهود است و به اعتقاد برخی از نهادها و سازمان های مسیحی حدود ٣٠٠ تا ۴٠٠ هزار نوکیش مسیحی در کشور ایران زندگی می کنند.

یک کارشناس و پژوهشگر مسیحی در گفتگو با «محبت‌نیوز» ضمن اشاره به افزایش گرایش به مسیحیت در ایران می‌گوید، رهبران حکومت ایران از افزایش شمار مسیحیان غافل نیستند.

حکومت جمهوری اسلامی در طول چهار دهه حیات خود همواره برای ترویج اسلام ولایی و شیعه‎ی فقاهتی از هر روشی استفاده کرده است.

در حالی که بخش عمده‎ی جمعیت ایران در فقر و تنگدستی به سر می‎برند میلیاردها تومان سرمایه صرف سازمان‌ها و نهادهای اسلامی می‌شود و موازی با آن سازمان‌های امنیتی و قضایی هستند که برای اجرای احکام شرعی سفت و سخت برخورد می‌کنند.

در این بین اما کم نیستند ایرانیانی که نه تنها با تمام این تبلیغات و تهدیدها، طالب اسلام حکومتی و دین زوری نبوده بلکه انتخابی فرای آنچه حکومت سودای آن را در سر می پروراند، را طلب می کنند.

آمار دقیقی از تعداد نوکیشان مسیحی در ایران و کسانیکه در خانواده های مسلمان زاده شده اند که بعد به مسیحیت گرایش پیدا می کنند وجود ندارد، اما نشانه‌های زیادی وجود دارد که تجلی سرعت و رشد ‌روز افزون گرایش به مسیحیت در بین شهروندان ایرانی به خصوص قشر جوان کشورمان است که برخی از این نشانه ها به عبارت ذیل می باشند:

-سخنرانی‌های مراجع و علمای اسلامی که همواره هشدار می‌دهند گرایش مردم به مسیحیت، روز به روز افزایش پیدا کرده است.

-آمار تعداد زندانیان مسیحی و افزایش شمار دستگیری‌ها، احضار و بازجویی‌ها.

-افزایش هشدارهای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی نسبت به رشد کلیساهای خانگی.

-افزایش آمار کشف کتاب‌مقدس و جزوات مسیحی، سی دی های بشارتی و …

-مهاجرت اجباری سالیانه هزاران نفر از شهروندان که به علت تغییر دین در ایران با تهدیدات امنیتی روبه رو شدند.

– افزایش تولید برنامه‌های ضدمسیحیت در صدا و سیما.

-افزایش روز افزون مخاطبین کانالهای تلویزیونی و سایتهای اینترنتی مسیحی ایرانی.

در همین ارتباط «مهران پور پشنگ» محقق و کارشناس کتاب مقدس، در گفتگو با «محبت نیوز» می‌گوید، طبق آمارهای غیررسمی، در سال‌های اخیر میلیون‌ها نفر در ایران به مسیح ایمان آورده‌اند که این تعداد بیش از جمعیت پیروان مسیحی در قبل و بعد از انقلاب است.

شبان کلیسای «شادی» در جنوب کالیفرنیا، پیش‎بینی کرده که احتمالن در طی دو دهه آینده، آمار مسیحیان از پنجاه درصد فراتر خواهد رفت که در آن زمان، اقلیت مذهبی محسوب نخواهند شد، نکته‌ای که به گفته‎ی او رهبران حکومت ایران هم از آن غافل نیستند.

این نویسنده کتاب‌های مسیحی با اشاره به آمار سازمان «درهای باز» در خصوص بدتر شدن وضعیت مسیحیان و سرکوب آنان توسط جمهوری اسلامی معتقد است: «واقعیت این است که بخشی از نظام جمهوری اسلامی خط مشی متفاوتی با اقلیت‌های مذهبی، قومی، فرقه‌های غیر شیعه، افراد سیاسی، هنرمندان و روزنامه‌نگاران و حتی ایرانیان مقیم کشورهای دیگر را دارد. در حالی که رئیس جمهور و وزیرانش فقط متمرکز امور سیاسی و اقتصادی هستند و غالبن عملکرد جناح دیگر نظام را مورد انتقاد قرار می‌دهند. با این توصیف، در گزارش‌های حقوق بشر به طور معمول کل نظام جمهوری اسلامی ایران مقصر قلمداد می‌شود».

شبان پور پشنگ، با اشاره به افزایش آزار و جفا به نوکیشان مسیحی در ایران افزود:«در طول تاریخ مسیحیت، امپراطوری روم، زرتشتی‌ها، هندوها، بودایی‌ها، مسلمانان و کمونیست‌ها موفق نشدند مسیحیت را در نطفه خفه کنند».

وی در پایان تاکید کرد، همانطور که عیسی خداوند فرمودند: «آسمان و زمین از میان خواهد رفت، ولی سخنان من تا ابد پابرجا خواهد ماند (مرقس فصل ۱۳ آیه ۳۱)” دشمنان کتاب مقدس هم می‌آیند و می‌روند، اما کتاب مقدس و مسیحیت باقی می‌ماند».

شبکه رادیویی “گفت‌و‎گو” بنگاه بی‌کیفیت جمهوری اسلامی بر ضدمسیحیت

تولید و ساخت برنامه‌های اسلامی با محتوای ضدمسیحی میزگردی در رادیو گفتگو برگزار شده، در این برنامه‌ که دو فارغ‌التحصیل حوزه علمیه قم کارشناس آن بودند در بخشی از برنامه اعلام شده؛ “تمام ادیان بدون ولایت پوچ و بی‌محتوا هستند و در بخش دیگری از آن کارشناس دینی با زیر سوال بردن الهیات مسیحی تاکید بر آن داشت که باور بر اینکه عیسی مسیح پسر خداست از اساس باطل و اشتباه است. در جمهوری اسلامی جریانی به راه افتاده که در گام اول مسیحیت پروتستان ( بشارتی) را به عنوان یک تشکیلات سکولار مطرح کند و سپس آن را در مقابل نظریه‎ی ولایت فقیه قرار دهد.

در ادامه پروژه‌ی مسیحیت‌ستیزی سازمان صدا و سیما، در تازه‌ترین برنامه تولید شده در رادیو گفت‌وگو عنوان شده چرا مسیحیان فیلم‌های اعتقادی تولید می‌کنند و یا وارد مسائل اقتصادی می‌شوند!

درحالی‌که علی‌محمد حلمی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در یونان با رهبران کلیسای آتن، برای برگزاری نخستین دور از گفتگوی دینی اسلام و مسیحیت ارتدوکس در تهران توافق کرده، همزمان صدا و سیما رژیم به تولید برنامه‌های ضد مسیحیت که در اساس با ساختار مسیحیت در تضاد هستند ادامه می‌دهد.

سعید ارجمندفر، از حوزویان تندرو و استاد فلسفه در برنامه «شعبده شوم» با موضوع (بررسی مبانی الهیات آخرالزمانی و سینمای مسیحی صهیونیستی) با حضور رشیدی، مدرس دانشگاه تهران و کارشناس الهیات و ادیان که از شبکه رادیویی «گفت و گو» پخش شد گفته، «الهیات مسیحی صهیونیست تلفیقی از دو آرمان دینی مسیحیت و یهودیت است. به طوری که فقط در قالب‌های نو مطرح شده است».

وی در خصوص آخرالزمان در الهیات مسیحی، توضیح داد «آخرالزمان در الهیات مسیحی با بازگشت اولیه مسیح آغاز خواهد شد به طوری که در این بازگشت، مومنین از بین جامعه‌ی جهانی برگزیده شده و از حوادثی که خداوند برای عالم در نظر دارد، به دور خواهند ماند».

این عضو هیات علمی جامعه المصطفی همچنین مدعی شده: «جمعیتی که در بازگشت اولیه مسیح از بلا به دور می‌مانند، به اعتقاد مسیحیان افرادی هستند که هیچ گاه مرتکب شرک نشده و عمل گناهی را انجام نداده‌اند، تفکر صهیونیست همواره یک جریان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده و به هیچ عنوان یک نظام دینی نیست».

در ادامه این برنامه رشیدی هم گریزی به سینما زده و گفته سینمای غرب در سال‌های اخیر همواره سعی داشته تا بعد اعتقادی را در فیلم‌های خود پر رنگ کند.

وابسته نشان دادن مسیحیت به صهیونیست و پیوند دادند آن با جریان‌های اقتصادی و سیاسی و یا بهره‌گیری از سینما برای ترویج مسیحیت از جمله پروژه‌هایی است که در جمهوری اسلامی متوجه نهادهای دینی است.

آستان قدس رضوی یکی از بزرگترین بنگاه‌های اقتصادی با سودهای میلیاردی و نامعلوم است که حتی از پرداخت مالیات معاف است. ده‌ها و صدها کارخانه و تجارت که مستقیم و غیر مستقیم به نهادهای دینی جموری اسلامی مرتبط است و اقتصادی آلوده که در سال ۲۰۱۶ طبق گزارش سازمان شفایت بین‌الملل در جایگاه ۱۳۱ قرار دارد، خود دال بر وضعیت موجود است.

شعار «سیاست‌ ما عین‌ دیانت‌ ما و دیانت‌ ما عین‌ سیاست‌ ماست‌» بر پیشانی سران و متفکرین جمهوری اسلامی هک شده است.

از آن ‌گذشته باید پرسید چه میزان بودجه به طور سالیانه برای نهادهای فرهنگی صرف می‌شود؟ سرمایه ساخت فیلم‌ها و سریال‌هایی مذهبی با کیفیت پایین از کجا تامین می‌شود؟ آیا فیلم محمد رسول‌الله خود مصداق این نیست که اسلامیون انقلابی در سال‌های گذشته سعی کردند که مسائل اعتقادی را در فیلم‌های خود پر رنگ کنند؟

حال باید پرسید مشخص نیست منفعت تولید برنامه‌های ضد مسیحیت که کارشناسان مذهبی در آن به صورت یک طرفه تایید کننده یک دیگر هستند و برای هم سرِ تایید می‌جنبانند چه دردی از مردم و شنونده‌ها دوا می‌کند؟

۱۳۹۵ بهمن ۸, جمعه

نماینده مجلس خبرگان: مسیحیان با پول مسلمانان را جذب می‌کنند

یک عضو مجلس خبرگان ادعا کرده مسیحیان در جنگ‌های صلیبی کتاب‌های مسلمانان را غارت کردند و از روی آنها به علم و پیشرفت رسیده‌اند.

به گزارش«محبت‌نیوز» مولوی نذیراحمد سلامی، عضو مجلس خبرگان در نشستی که عصر روز، چهارم بهمن ۱۳۹۵ برگزار شد با بیان اینکه در قرون وسطی دنیای غرب در جهل و تاریکی به سر می‌برد مدعی شده، «پس از جنگ‌های صلیبی، دنیای مسیحیت گنجینه علمی مسلمانان را سوزاند و مقداری دیگر از کتب اسلامی را به غارت برده و از آسیا به اروپا منتقل کرد».

به گفته او «مبنای پیشرفت علوم همین گنجینه‌های به غارت رفته در جنگ‌های صلیبی بود. متاسفانه امروزه بسیاری از مسلمانان به دلیل پیشرفت‌های علمی اروپا را الگوی خود می‌دانند و پیرو آنها هستند».

وی تاکید کرده، ما نباید فراموش کنیم که مبنای پیشرفت غرب کتاب‌های ما مسلمانان بود، بنابراین باید دوباره به اقتدار خود در همه علوم بازگردیم.

نذیراحمد سلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه بسیاری از سرمایه‌های کشورهای مسلمان در اختیار دشمنان اسلام قرار دارد و در جوامع اسلامی فقر نیز بیداد می‌کند ادعا کرده «کار به جایی رسیده که مسیحیان با توزیع پول، امکانات و کالا میان فقرای مسلمان آنها را به سمت مسیحیت سوق می‌دهند».

حال باید دانست که جنگ های مذهبی بین گروه‌های اسلامی در سوریه و عراق و… موجب فرار میلیون‌ها مسلمان جنگ زده به سمت کشورهای اروپایی شده است و این در حالیست که اروپایی ها نه تنها برای جذب پناهجویان و آوارگان مسلمان پولی خرج نمی‌کنند، بلکه بلعکس این مسلمانان هستند که با تمام دشواری و مصائبی که در مهاجرت وجود دارد آن را به ادامه زندگی در بلاد اسلامی و هم‌کیش ترجیح می‌دهند.

۱۳۹۵ بهمن ۷, پنجشنبه

مسیحیان ایران و نیمه پنهان قتل‌های زنجیره‌ای در دوران هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی: هیچ مشکلی با مسیحیان ایران نداشتیم و نداریم !رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در آستانه زاد روز عیسای مسیح و سال جدید مسیحی در دیدار با اسقف اعظم ارامنه تهران گفت : “مسلمانان باید بر اساس دستورات کتاب آسمانی خویش، با مسیحیان دوستانه زندگی کنند.

مرگ هاشمی رفسنجانی بازخوانی صفحات خاک خورده زندگی مردی بود که در دوران فروغش در آسمان سیاسی جموری اسلامی هم به قتل عام مشهور بود و هم هوادارانش او را پدر اصلاحات می دانستند! مرگ علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تنها پایان زندگی یک سیاستمدار نبود، بلکه ورق خوردن برگی از دفتر پر رمز و راز جمهوری اسلامی بود که سمتی از آن تلاش برای پیشبرد انقلاب و ایدوئولوژی‌ ولی فقیه بود و طرف دیگر، حفظ قدرت و مقابله با هر مانعی که مسیر این حرکت را مختل کند.

هاشمی رفسنجانی مثل خیلی‌های دیگر از هم مسلکانش در نظام جمهوری اسلامی پرونده‌ای قطور در سرکوب‌های سیاسی و اجتماعی، ترور مخالفان داخلی و خارجی، شکنجه زندانیان سیاسی و اعدام‌های دهه‎ی ۶۰ دارد که همچنان بخش‌های پنهانی از آن دست نخورده و سربسته باقی مانده است.

اما اوج این رفتارهای ضد انسانی در دوران رفسنجانی به دهه‎ی هفتاد و زمانی که او رئیس جمهور ایران بود باز می‌گردد.

آن دوران که علی فلاحیان به عنوان وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی انتخاب شد و ماشین کشتار و سرکوب مخالفین، منتقدین سیاسی و اجتماعی و دگراندیشان مذهبی به حرکت افتاد و منتهی به قتل‌های زنجیری شد.

آذر ماه سال ۷۷ قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری و در پی آن محمدجعفر پوینده و محمد مختاری مقدمه‌ای شد تا در سال‌های بعد آمار قتل‌ها و ترورها به بیش از ۱۰۰ نفر برسد.

حذف‎های خونین نه فقط سیاسیون منتقد و نویسندگان، بلکه به دگراندیشان فرهنگی و مذهبی و اقلیت‌های دینی هم رسید که در صدر آنها مسیحیان قرار داشتند.

وضعیت جوامع دینی در دوران زمامداری رفسنجانی، نشانگر رنج مضاعف آنان است. تعقیب و آزار مسیحیان و بهائیان در دوران ریاست جمهوری او از اولیت‌های اصلی نهادهای امنیتی بود.

شهادت کشیش هایک هوسپیان مهر، مهدی دیباج و اعدام کشیش حسین سودمند همگی در زمانی رخ داد که رفسنجانی عنوان مرد دوم نظام را یدک می کشید. پر بی‎راه نیست که بگوییم رفسنجانی دست‎کم می توانست با اینگونه برخوردها مخالفت کند، در صورتیکه خود عامل و فرمانده این قتل‌ها نبوده باشد.

گرچه حامیان رفسنجانی به خصوص در جناح اصلا‌ح طلبان او را فردی میانه‌رو و معتدل معرفی می‌کنند، اما دوران ریاست جمهوری او سرآغاز مهاجرت گسترده و اجباری مسیحیان ایران شد.

مهدی خزعلی، از منتقدین مذهبی نظام جمهوری اسلامی در اظهاراتی تحت عنوان «پشت پرده‌های جنایات و قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷» که در تاریخ ۵ شهریور ۹۵ منتشرشده، در مورد قتل کشیش‌های مسیحی می‌گوید:«ببینید یکی از این باندهای وحشتناکی که وجود داره، سه تا دخترند که طعمه می‌شوند توسط مقام‌های امنیتی، برای اینکه ببینند دوتا کشیش مسیحی آیا تبشیر می‌کنند؟ آیا تبلیغ مسیحیت می‌کنند یا نه. این‌ها فکر می‌کردند در همین حد است که بروند و بگویند ما می‌خواهیم به کیش مسیحیت بیاییم و شما ما را تبشیر کنید. خوب به داخل خانه این دو کشیش می‌روند و بعد مابقی قضیه، مواجه می‌شوند. بااینکه در دیده چشم این سه دختر، آن کشیش‌ها کشته می‌شوند, قطعه‌قطعه می‌شوند و داخل یخچال می‌روند. بعدازآن از این‌ها می‌خواهند مصاحبه کنند که ما از طرف سازمان مجاهدین خلق مأموریت داشتیم این کشیش‌ها را بکشیم. خوب ناچار می‌شوند برای آزادی‌شان این مصاحبه را هم بکنند و بهشون قول می‌دهند این مصاحبه را بکنید آزاد می‌شوید».

در همان دوران یکه تازی هاشمی “سردار سازندگی” لقب گرفت، مسیحیان ایرانی، به ویژه مسیحیان فارسی زبان که شرایط را اینگونه می دیدند از ایران مهاجرت کردند. موج گریز  نوکیشان مسیحی و حضور آنان در کشورهای غربی میراث خفقان دوران رفسنجانی است که همچنان ادامه دارد.

در دوران زمامداری رفسنجانی، خفقان و وحشت سراسری چنان جامعه ایران را در برگرفته بود که هیچکس جرأت کوچکترین انتقاد حتی به مسائل اقتصادی را نداشت. اما سیر تحولات سیاسی ایران، رفسنجانی را در مقابل رهبری عالی جمهوری اسلامی قرار داد.

انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٨، اوج رقابت‌های دو قطب مخالف در درون نظام حاکم بر ایران بود. جناح محافظه کار در مقابل جناح به اصطلاح اصلاح طلبی قرار گرفت که تنها دغدغه اش بازگرداندن ایران به دوران طلایی روح‌الله خمینی بود، دورانی که جنگ، پریشانی اقتصادی و سرکوب گسترده سیاسی ایران را به کشوری وامانده مبدل ساخته بود. این رویارویی درون حکومتی از رفسنجانی چهره‌ای متفاوت ساخت، در حالیکه ماهیت دعوای وی و رهبری نظام موضوع دیگری بود.

۱۳۹۵ بهمن ۶, چهارشنبه

دوره جدید نشست‌های ضدمسیحی و بسترسازی برای برخوردهای امنیتی بیشتر

در جمهوری اسلامی جریانی به راه افتاده که در گام اول مسیحیت پروتستان ( بشارتی) را به عنوان یک تشکیلات سکولار مطرح کند و سپس آن را در مقابل نظریه‎ی ولایت فقیه قرار دهد.

به گزارش «محبت نیوز» براساس اصل آزادی عقیده، تفسیر، تحلیل و حتی گرایش و حمایت از مکتب و آئین که ضدّیتی با اصول انسانی نداشته باشد منعی وجود ندارد. پیروان و حامیان نظریه‎ی ولایت فقیه نیز از این قاعده مستثنی نیستند، حتی انتقاد به دیگر ادیان اگر در چارچوب صلح و بی‎خطر باشد منتهی به رفتارها و عملکرد اسلامی به مانند داعشی و طالبانی نشود هم در دنیای دموکراسی تعریف شده است.

اما متاسفانه جمهوری اسلامی نه تنها در ایران برای پیروان دیگر ادیان و مذاهب محدودیت‌های شدیدی را اعمال می‌کند، بلکه از طریق همین جلسات نقد و بررسی برای مقابله‏ شدیدتر با دگراندیشان عقیدتی و دینی بسترسازی می‌کند.

همزمان، چون به طور مشخص برای ایجاد چنین موج‌هایی در جامعه که منتهی به برخورد امنیتی می‌شود یک اتاق فکر تصمیم‌گیری می‌کند می‎بینیم در عرض یک دوره‏ ی زمانی کوتاه دو یا سه روزه چندین نشست و جلسه و هم‌اندیشی ضد مسیحیت یا سکولاریسم برگزار می‌شود، سخنرانان در مباحث یک طرفه هر آنچه باید برای تفسیر و تحلیل در ضد با آئین‌ها و مذاهب غیراسلامی بگویند درست یا غلط بیان می‌کنند در گام دوم دستگاه‌های تبلیغاتی و خبرگزاری‌های حکومتی و صدا و سیما با حجم گسترده‌ای آنها را منتشر و تبلیغ کرده و در نهایت چند ماه بعد آثار آن را در قالب دستگیری و احضار جمع زیادی از نوکیشان مسیحی، دگراندیشان مذهبی و حتی در ابعادی دیگر حمله به بهائیان، دراویش و دستگیری دوتابعیتی‌های و دریافت بودجه برای مقابله فرهنگی و پدیده‎ی نفوذ می‎بینیم.

در یکی از تازه‌ترینِ این جلسات غلامعلی حداد عادل رئیس شورای تحول و ارتقای علوم انسانی شورای عالی انقلاب فرهنگی، گفته سکولاریسم خواستار گسترش جریان تصوف، در برابر فقاهت است و تلقی یکسانی از این جنبه با مسیحیت دارد.

این اظهارات در حالت طبیعی کاملن قابل توجیه است و یک نظریه پرداز با نفوذ در حکومت در یک جلسه آن را عنوان کرده است. اما بازتاب این قبیل صحبت‌ها که به نوعی تحریک کردن نهادهای تصمیم‌گیری و امنیتی است، آن می‎شود که جعفر سبحانی٬ از مراجع تقلید تندرو٬٬ همزمان خواستار نظارت دقیق بر چاپ و انتشار کتب در ایران شده و گفته «نباید کتب ضد دین و ضد انقلاب مجوز انتشار و چاپ بگیرد» و همزمان صادق لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه می‌گوید، آنهایی که معتقد به جدایی دین از سیاست٬ نقش نفوذی را بازی می‌کنند.

یکی از پروژه‌های اصلی سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی هم این است که به فرمان سیدعلی خامنه‌ای جلوی نفوذ را بگیرند. دامنه‌ی نفوذ هم آنقدر وسیع تعریف کردند که حتی یک فیلم سینمایی یا انتشار یک کتاب خلاف ایده‌های اسلامی ممکن است با اتهامات امنیتی و جاسوسی روبه رو شود.

در چنین فضایی نتیجه‎ی جلسات اندیشمندان اسلامی و حکومتی ضدمسیحیت منتهی به پرونده ‏سازی و فضاسازی علیه مسیحیان و بویژه نوکیشان مسیحی می‌شود و چون قوه‌قضائیه از این تفکرات تاثیرپذیر است دستور برخورد می‌دهد و نیروهای امنیتی وارد کارزار می‎شوند و در نتیجه ده‌ها دگراندیش پشت میله‌های زندان قرار می‌گیرند.

«انقلاب ماندگار» از برنامه‎هایی است که اخیرن رادیو گفتگو جمهوری اسلامی پخش می‌شود و فصل تازه‎ای را از همسان قرار دادند مسیحیت پروتستان و سکولاریسم کنار هم آغاز کرده و عنوان می‌کند که هر دوی آنها به دنبال نفوذ در اسلام هستند.

محمد شجاعیان از روحانیون حوزه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در برنامه روز چهارم بهمن ماه رادیو گفتگو مدعی گردیده:«کلیسا در گذشته دروس سنتی تدریس می‌کرد، اما امروز فرق کرده دروس سکولار تدریس می‌کند».

شبیه همین اظهارات را در جلسه آموزشی «طرح ملی گفتمان نخبگان علوم انسانی» در دفتر تبلیغات اسلامی عنوان کرده و گفته مسیحیت و سکولاریسم را در کنار هم قرار داده است.

او در همین جلسه از حاضرین پرسیده «اگر حجاب تبلیغ اسلام است، آیا استفاده از گردنبند صلیب، ترویج مسیحیت نیست؟» بعد هم تاکید کرده «در اداره کشور، باید دقت کنیم چون تلاش بسیار گسترده‌ای برای ناکارآمد جلوه دادن حکومت دینی در جریان است، زیرا اگر حکومت دینی کارآمد باشد، بنیان سکولاریسم فرو می‌پاشد».

تمام این اظهارنظرها و بسترسازی‌ها و چراغ سبز نشان دادن به برخوردهای قهری با نوکیشان مسیحی و دگراندیشان از چنین فضاهایی آغاز می‎شود که امثال حداد عادل با کمگ دستگاه‌های تبلیغاتی نظام آغازگر آن است.

کودکان کار در میان خشونت خیابان‌ها




به طور معمول هویت و شخصیت انسان در دوران کودکی و تا زمان رسیدن به بلوغ- شکل می‌گیرد و سال‌هاست که طبق اصول علمی، ریشه‌ی مشکلات انسان‌ها را در کودکی آن‌ها جستجو می‌کنند. خشونت علیه کودکان و هر نوع کودک آزاری می‌تواند به عنوان یکی از شدیدترین انواع خشونت قلمداد شود که می‌تواند جراحاتی پایدار را پدید آورد.
کودکانی که در میان خیابان‌ها، محروم از سرپرست و محیط آموزشی مناسب و همراه با فشارها و محدودیت‌های فراوان رشد می‌کنند، جزو آسیب‌پذیرترین کودکان هستند؛ این کودکان -چه پسر و چه دختر- که این روزها در بسیاری از مناطق باید با سرما و فشارهای شدیدتر جسمی نیز مقابله کنند، در معرض انواع و اقسام آسیب‌ها و حتی آزارها و خشونت‌های جنسی قرار دارند و تا به این‌جا هنوز نتوانسته‌ایم کار زیادی برای حل این مشکلات انجام دهیم.
هر چند آمار ثابت و دقیقی وجود ندارد اما جدیدترین آمارهای رسمی که توسط مراکز آمار ایران و نهادهای مسئول یا مرتبط یعنی بهزیستی، شهرداری و شورای شهر و غیره اعلام شده است، وجود بین هفت تا بیست هزار کودک کار در تهران را تایید کرده‌اند. این در حالی است که ان.جی.او ها، جمعیت‌ها و مراکز غیردولتی فعال در زمینه‌ی کودکان کار از تعداد بالاتری خبر می‌دهند که البته متفاوت بودن فاکتورهای آماری، یکی از علل این اختلاف است.
اما خشونت چیست؟ خشونت می‌تواند به شکل‌های ملموسی نظیر سیلی زدن یا وادار کردن کودک به انجام هر کاری همراه با زور و ارعاب و یا در شکل‌های دیگر و پنهانی خشونت، نظیر: تحقیر، بی توجهی، گرسنگی دادن و غیره اعمال شود که هر چند عوارض نوع دوم مانند خشونت و برخورد مستقیم فیزیکی، قابل مشاهده نیست اما اثر مشابهی در روح و روان کودک دارد.
گاهی مشاهده می‌شود که برخی از مردم، به عنوان مثال بعضی رانندگان یا مغازه داران و اهل کسب که از یک طرف این کودکان را مزاحم کسب و کار و زندگی خود می‌بینند و از طرف دیگر به این نکته علم دارند که این کودکان از پشتیبانی قانونی و حقوقی برخوردار نیستند، به راحتی این کودکان را مورد توهین، تحقیر، خشونت فیزیکی و یا حتی تحقیر یا آزار جنسی قرار می‌دهند. در موارد دیگر این کودکان توسط افرادی که به مشکلات و ناهنجاری‌های جنسی و روحی مبتلا هستند، مورد سوءاستفاده و یا تجاوز قرار می‌گیرند، بدون آن‌که راهی برای پیگرد وجود داشته باشد؛ خصوصا که غالب این موارد گزارش و ثبت نمی‌شوند. حتی امکان دارد که کودک به علت عدم بلوغ یا عدم شناخت نسبت به ماهیت اتفاقی که تجربه کرده است و یا حتی برای جلوگیری از به خطر افتادن و از دست ندادن جایگاهش در میان جمع کودکان همسن یا بزرگ‌تر که در کنار او کار می‌کنند، و یا از ترس تنبیه و مورادی از این دست، از ابراز و بیان آن هم خودداری کند. مسلماً می‌دانید که تاخیر در افشا شدن آزارها و سوءاستفاده‌های جنسی در مورد کودکانی که در شرایط معمول‌تری قرار دارند نیز مسئله‌ای طبیعی محسوب می‌شود.
در این‌جا باید توجه داشت که وقتی گفته می‌شود “آزار جنسی” یا “سوءاستفاده‌ی جنسی”، لزوماً به معنای تجاوز نیست و می‌تواند به شیوه‌های مختلفی دیده شود. آزار جنسی به هر رفتار و عملی گفته می‌شود که با ماهیت غیر انسانی و همراه با ضربه زدن به جسم یا شخصیت قربانی و در شکل روابط و رفتارهای جنسی باشد. تحقیر و آزار جنسی ممکن است تنها به شکل کلامی باشد یا به هر شکل دیگر که تعریف و توضیح آن‌ها طولانی و تخصصی است. در هر صورت اثر هر نوع آزار جنسی در کودکان بسیار عمیق خواهد بود.
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در خیابان‌ها کار می‌کنند، مجبور هستند که بسیار زودتر از دیگر همسن و سالان خود بزرگ شوند! خشونت علیه این کودکان تا حدی عادی شده است و خود من نیز شخصاً شاهد موارد زیادی بوده‌ام که یک راننده، یا مغازه‌دار، یک رهگذر و حتی کارتن خواب یا دستفروشی بزرگسال به دلایل مختلف، به عنوان مثال بعد از سماجت این کودکان در فروش اجناسشان یا پاک کردن شیشه‌ی یک خودرو یا حتی به علت نشستن در محلی نامناسب و مشاهده‌ی دعواهای کودکانه و شنیدن سر و صدای بلند این کودکان، به راحتی کودکی را مورد فحاشی‌های رکیک یا حتی ضرب و شتم قرار می‌دهند؛ و بعضاً اتفاق می‌افتد که کودک بزرگ‌تر یا کسی که سرپرست کودکان است و می‌خواهد آن‌ها را به خانه یا محل استراحتشان ببرد، ناگهان می‌گوید “یکی از دخترها نیست!”… فاجعه به همین راحتی اتفاق می‌افتد و شاهد مواردی بودم که برادر که خود نیز مشغول کار و دستفروشی بوده، سراسیمه دنبال خواهرش می‌گردد. بعد از چند ساعت و یا گاهی پس از چند روز دختر گمشده باز می‌گردد اما صحبتی از آن‌چه گذشته نمی‌کند. در موارد دیگر، راننده سعی در سوار کردن دختربچه می‌کند اما پس از بلند شدن صدای جیغ و گریه‌ی آن دختربچه و حضور پسرهای بزرگ‌تر، منصرف می‌شود و محل را ترک می‌کند. از طرف دیگر در موردهایی وحشتناک‌تر خانواده یا اطرافیان کودک، عمداً و به قصد درآمد بالاتر کودک را تحت سوءاستفاده قرار می‌دهند.
مشاهدات و اتفاقات ناگوار زیاد است اما بیان همه‌ی آن‌ها نه دردی را دوا و نه از تکرار این‌گونه مسائل جلوگیری می‌کند. حل هر معضل اجتماعی نیاز به تصمیم و حمایت جمعی و اقدام دارد. این که چند درصد این کودکان ایرانی هستند و چند درصد مهاجر یا از اتباع غیرقانونی هم، تغییری در صورت مسئله ایجاد نمی‌کند و نمی‌تواند هویت انسانی و حقوق این کودکان را زیر سوال ببرد. این‌جاست که باید از مردم و از مجموعه‌ها و نهادهای مسئول درخواست یاری نموده و توقع پاسخ مثبت داشته باشیم. اهدای پول نقد به یک کودک بدسرپرست، کمکی به زندگی او نمی‌کند و حتی می‌تواند شرایطش را بدتر کرده یا باعث ترویج کار کودک شود، اما لااقل می‌توانیم همه‌ی کودکان را برابر بدانیم و با رفتاری مناسب در کنار آن‌ها باشیم.
هر شهروندی که قصد کمک به این کودکان را داشته باشد، می‌تواند از راه یک تحقیق مختصر یا جستجوی اینترنتی با سازمان‌ها و جمعیت‌های فعال در این زمینه و مراکز بهزیستی آشنا شود و بدون این‌که زمان زیادی صرف کند، وظیفه‌ی انسانی خود را انجام دهد و سهم مهمی در این حرکت جمعی داشته باشد.
در پایان باید خاطر نشان کرد که حرکات سمبلیک و سطحی که از سر ترحم و توسط برخی افراد و جمعیت‌ها انجام می‌شود نیز می‌تواند باعث ادامه یافتن این معضلات شود. مبارزه‌ی ریشه‌ای با این معضل، خصوصاً از طریق آموزش و فرهنگ سازی چیزی است که نیاز امروز ما است. همین‌ط‌ور باید در نظر داشت که آموزش مسائل جنسی و اجتماعی به کودکانی که بیش‌تر در معرض فشار و آسیب قرار دارند، می‌تواند مانع بسیاری از اتفاقات شود. زمان زیادی برای نجات یک کودک خیابانی وجود ندارد؛ پس از آن‌که خشونت خیابان‌ها او را به جنون برساند یا به بیماری‌های سخت و پیشرفته‌ی روحی و جسمی دچار شود، کار ما بسیار سخت و یا حتی غیرممکن می‌گردد. پس همین حالا شروع کنید؛ وظیفه‌ی شما بسیار آسان خواهد بود.

۱۳۹۵ بهمن ۴, دوشنبه

موج جدید اخراج دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها: محرومیت از تحصیل به دلیل اعتقادات مذهبی



نیما ایقانیان دانشجوی رشته عمران از دانشگاه علم و صنعت که در کنکور سراسری با رتبه 155 مشغول تحصیل بود به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از دانشگاه اخراج شد

یکی از شش دانشجو بهایی که طی هفته‌های اخیر به دلیل بهایی بودن از دانشگاه آزاد رودهن اخراج شده است به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «حدود سه هفته پیش من به همراه سه پسر و دو دختر بهایی که در مقطع کاردانی و کارشناسی رشته‌های معماری و عمران تحصیل می‌کردند توسط حراست دانشگاه اخراج شدیم. اخراج همگی ماه طی روند مشابهی با کمی تفاوت در جزییات اتفاق افتاد.»

این شهروند بهایی که به دلیل تبعات امنیتی، خواست نامش فاش نشود در توضیح چگونگی روند اخراجش از دانشگاه آزاد رودهن به کمپین گفت: «پنج هفته پیش طی تماسی به من گفته شد که پرونده تحصیلیم ناقص است و باید به بایگانی مراجعه کنم. اما در دفتر بایگانی به من گفته شد باید به حراست بروم، حراست هم مرا به رییس آموزش دانشگاه ارجاع داد و در آنجا شخصی که مسئول بود گفت شما مسلمان هستید؟ گفتم من برای کنکور امتحان معارف اسلامی دادم اما بهایی هستم. گفت پس بیا روی فرمت بنویس که بهایی هستی. من هم نوشتم. اما الان فکر می‌کنم در واقع با نوشتنم مدرک برای اخراجم به آنها دادم. چند روز بعد وقتی وارد سایت دانشگاه شدم، دیدم درس‎هایی که برای ترم جدید انتخاب کرده‎بودم، حذف شده‎است. این اتفاق برای بقیه دوستان بهاییم نیز افتاد. در مراجعه به بخش آموزشی دانشگاه به ما گفته‎شد شما انصراف از دانشگاه داده‎اید. در واقع خودشان ما را حذف کردند و گزینه انصراف را انتخاب کرده بودند تا گفته نشود که اخراج شدیم. در واقع این دردناک‎ترین و عجیب‎ترین و غیرقانونی‎ترین حرکت مسئولان دانشگاه است.»

این دانشجوی بهایی اخراج شده در ادامه به ملاقات با رئیس حراست دانشگاه نیز اشاره کرد و گفت: «رییس حراست از همه ما خواست تا قبل از رفتن به اتاقش گوشی‎های تلفن‎مان را خاموش کنیم. در اتاق هم به قدری آرام حرف می‎زد که صدایش قابل شنیدن نبود. به نظرم فکر می‎کرد داریم صدایش را ضبط می‎کنیم. ما مرتب دلیل اخراج مان را می پرسیدیم اما جواب صریحی نمی‎داد و می‎گفت خودتان دلیلش را می‎دانید، از روز اول نباید ثبت نام می‎کردید. گفت از ورود مجددتان به دانشگاه جلوگیری می‎کنم و پیگیری به مراجع هم برایتان فایده ای ندارد. گفت خیلی لطف کردیم که وسط ترم و پس از اخذ شهریه اخراج‌تان نکردیم. وقتی پرسیدیم منظورتان این است که چون بهایی هستیم؟ سرش را تکان داد و گفت خودتان می‎دانید. حتی وقتی خواستیم تا مدرک دیپلم‎مان را که به دانشگاه سپرده بودیم بگیریم، گفت مدرک دیپلم هم به ما تحویل داده نشود.» 

این دانشجوی بهایی که در آستانه ورود به ترم چهارم از دانشگاه اخراج شده درباره اینکه چطور مسئولان دانشگاه متوجه بهایی بودن او و بقیه دانشجویان دیگر شده اند، به کمپین گفت: «در فرم دانشگاه گزینه مذهب وجود ندارد. فقط گزینه‎ای است که از متقاضی می پرسد مایل است سئوال‌های دینی مربوط به کدام مذهب را پاسخ دهد. بهاییانی که در کنکور شرکت می‎کنند همگی می نویسند معارف اسلامی چون درسی است که در مدرسه خوانده‎اند. من و بقیه گزینه معارف اسلامی را زدیم تا از این طریق وارد دانشگاه شویم. من نمی‎دانم چطور متوجه شدند اما تشخیص آن هم سخت نیست.»

این دانشجو با اظهار اینکه شکایتش نسبت به اخراج از دانشگاه به جایی ختم نمی‎شود، گفت: «هر ساله سازمان سنجش وقتی متوجه شود دانشجویی بهایی است با گزینه‎هایی شبیه نقص پرونده او را از دانشگاه اخراج می‎کند. دانشجویان اخراجی بهایی به جاهای مختلفی مانند مجلس، بیت رهبری، دفتر ریاست جمهوری، وزارت علوم و سازمان سنجش و هر نهاد دیگری که فکر کردند می‎تواند پاسخگوی این بی‎عدالتی باشد مراجعه کرده‎اند اما فایده‎ای نداشته‎است. این روندی است که در طی سی و هفت ساله گذشته ادامه داشته‎است. من هم به نوبه خود شکایت خواهم کرد تا به خودم حداقل بدهکار نباشم اما می‎دانم از همین حالا که شکایتم راه به جایی نخواهد برد.»

مرتضی اسماعیل پور، سردبیر سایت بهایی نیوز در گفتگو با کمپین نیز گفت که به غیر از اخراج شش دانشجو بهایی از دانشگاه آزاد رودهن، ۹ نفر از دانشجویان بهایی دیگر نیز طی هفته‎های اخیر از دانشگاه‎های صنعتی اصفهان، دانشگاه غیرانتفاعی ارم شیراز، دانشگاه فنی و حرفه ای بیرجند و دانشگاه علم‎و‎صنعت تهران نیز اخراج شده اند.

مدیر سایت بهایی نیوز به کمپین گفت که ۲۱۹ شهروند بهایی پس از کنکور سال ۱۳۹۵ با گزینه «نقص پرونده» از ورود به دانشگاه محروم شدند. همچنین ۴۰ نفر در طی سالجاری(۹۵) پس از ورود به دانشگاه در ترم‎های مختلف به دلیل اعتقاد به دیانت بهایی اخراج شده‎اند.

به گفته آقای اسماعیل پور از جمله این دانشجویان نیما ایقانیان است که با رتبه ۱۵۵ کنکور سراسری، در روزهای آغازین ترم اول دانشگاه اخراج شد. همچنین مائده سادات حسینی‎راد از رشته آمار دانشگاه صنعتی اصفهان و درنا اسماعیلی از رشته گرافیک در ترم هفت مقطع کارشناسی از دانشگاه غیرانتفاعی ارم شیراز، و فریناز مختاری از دانشگاه دخترانه فنی و حرفه ای بیرجند اخراج شدند. ثنا هوربخت و جهانگیر هدایتی دو نفر از دانشجویان اخراج‎شده دانشگاه آزاد رودهن هستند. این تعداد کسانی هستند که طی هفته های اخیر از دانشگاه‎های مختلف در ایران اخراج شده و مایل به رسانه‎ای شدن نام خود بوده‎اند، اما بسیاری از دانشجویان اخراج شده مایل به رسانه ای شدن نام خود نیستند.

به گفته مدیر سایت بهایی نیوز جهانگیر هدایتی، یکی از دانشجویان بهایی اخراج شده در رشته مهندسی کامپیوتر نرم افزار از دانشگاه رودهن، پیش از اخراج در تاریخ هفتم دی ماه امسال(۹۵) از سوی مدیر گروه کامپیوتر و رییس بخش فنی مهندسی دانشگاه و در حضور نماینده ولی فقیه و نماینده ولی فقیه در دانشگاه به عنوان دانشجوی نمونه مورد تقدیر قرار گرفته‎بود.

بر اساس بند سوم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده در اسفند ماه  ۱۳۶۹ که به تایید علی خامنه ای، رهبر ایران رسیده،آمده است: «در دانشگاه ها چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهایی اند از دانشگاه محروم شوند.» ممانعت از تحصیل پس از کنکور و یا اخراج پس از ورود به دانشگاه که از سوی حراست دانشگاه ها و سازمان سنجش اتفاق می افتد به پشتوانه این مصوبه که به امضای رهبری رسیده است اتفاق می افتد.

در سوم اسفند ماه ۱۳۹۱ کمپین بین‌المللی حقوق بشر درایران به همراه تعداد دیگری از سازمان‌های حقوق بشری بیانیه ای مشترک در مورد حق تحصیل و آزادی علمی در ایران منتشر کردند و با انتقاد از مصوبه شورای عالی فرهنگی برای محرومیت از تحصیل بهاییان فقط به دلیل اعتقاد مذهبی اظهار کردند حتی در سال ۲۰۱۱، مقامات ایرانی به موسسه آموزش عالی بهاییان (BIHE)، که به عنوان یک دانشگاه مکاتبه‌ای آنلاین در سال ۱۹۸۷ تاسیس شده، یورش بردند و سی مدرس آن را بازداشت و زندانی کردند. در این بیانیه آمده است که حداقل نه تن از این مدرسین با اتهاماتی مرتبط با استفاده‎ مسالمت آمیز از آزادی بیان، تشکل و گردهم‌آیی، محکوم شدند.